{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت باران بی امان است

حکایت باران بی امان است
این گونه که من
دوستت می دارم
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزاب ها
به بیراهه و راه ها تاختن
بیتاب بیقرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بیقرار است
این گونه که من دوستت می دارم ...!!!

دیدگاه ها (۳)

حکایت باران، بی امان استایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــ...

حکایت باران، بی امان استایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــ...

حکایت باران، بی امان استایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــ...

حکایت باران، بی امان استایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــ...

حکایت باران بی امان استاین گونه که مندوستت می دارمشوریده وار...

حکایت باران بی امان است این گونه که من دوستت میدارم شوریده و...

حکایت باران بی‌اماناین‌گونه که من دوستت می‌دارمشوریده‌وار و ...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ...شوری...

حکایت باران بی‌امان استاین گونه که مندوستت می‌دارمشوریده‌وار...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ...شوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط