{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت باران بی امان است

حکایت باران بی امان است
این گونه که من
دوستت می دارم
شوریده وار و پریشان
بر خزه ها و خیزاب ها
به بیراهه و راهها تاختن
بی تاب، بی قرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بی قرار است
این گونه که من دوستت می دارم
دیدگاه ها (۱)

برای منی که وجود خدا رو توی لحظه ی لحظه ی زندگیم احساس کردم ...

چقدر شاملو درست و عمیق گفته : اشکها را پشت لبخندی مخفی میکنی...

گران باش !!گاهی برای خودت هم خط و نشان بکش ...رژیمِ ارزشمندی...

سال‌ها بعدِ رفتنتهربار که از پنجره به کوچه نگاه می کنمبرایم ...

ابلیس

حکایت باران بی امان استاین گونه که من دوستت می دارمشوریده وا...

حکایت باران بی امان است این گونه که من دوستت میدارم شوریده و...

ی تقدیمی خاص

حکایت باران بی امان استاین گونه که مندوستت می دارمشوریده وار...

حکایت باران بی امان استاین گونه که مندوستت می دارمشوریده وار...

حکایت باران، بی امان استایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــ...

حکایت باران، بی امان استایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط