{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت باران بی امان است این گونه که من دوستت میدارم شورید

حکایت باران بی امان است این گونه که من دوستت میدارم شوریده وار و پریشان بر خزه ها و خیزاب ها به بیراهه و راه ها تاختن بی تاب، بی قرار دریایی جستن و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن و تو را به یاد آوردن حکایت بارانی بی قرار است این گونه که من دوستت می دارم.
دیدگاه ها (۰)

حکایت باران بی امان استاین گونه که مندوستت می دارمشوریده وار...

حکایت باران بی امان استاین گونه که مندوستت می دارمشوریده وار...

حکایت باران بی امان استاین گونه که من دوستت می دارمشوریده وا...

حکایت باران، بی امان استایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــ...

حکایت باران، بی امان استایــن گــونـه کـه مــــن دوســــــــ...

حکایت باران بی‌اماناین‌گونه که من دوستت می‌دارمشوریده‌وار و ...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ...شوری...

حکایت باران بی‌امان استاین گونه که مندوستت می‌دارمشوریده‌وار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط