شب همگی بخیر

شب همگی بخیر
فریت تو فراگ یه دیالوگ داشت که : "اگر به سیران دست بزنه من دیوونه میشم" ...
فریت از اون دیالوگش دعوا بود نگاهش تو اون تیکه موقع خروج از اتاق به سیران جوری بود که خواسته ببینه حال سیران خوبه یا نه، وقتی داشت از اتاق میومد بیرون تنها بود همینکه دید سیران و سینان اومدن سریع دیار رو بغل کرد خواسته با بغل کردن دیار به سینان بفهمونه با سیران کاری نداره تا سینان هم باهاش بد رفتاری نکنه! در کل هممون خط اصلی داستان رو میدونیم چون فصل اول هم همین سناریو رو ما با تاریک و پلین تجربه کردیم در نهایت هم نجات دهنده سیران فریت خواهد بود.

دیار یه دیالوگ بسیار حق گفت: شما نمی فهمید ولی من و سینان داریم با تصور عشقی که تو و سیران داشتید باهاتون زندگی میکنیم!
دیدگاه ها (۱)

سناریو استری کیدز وقتی

#تکپارتی_سونگمیندلم میخواست با تمام وجود بغلش کنم و بهش بگم:...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.10 (روایت از زبان ...

رمان عشق و انتقام

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

*teakook*

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟗« قراره بزودی ببینمت با زندگی خوبت خداحاف...

پارت 4. نکته هیچ کودوم از کلمات زیر شباهتی به واقعیت ندارند و فقط تخیلات نویسنده هست

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط