می گفت ؛ مسئولین هشدار دادن که مراقب باشیم ویروس نگیریم ؛

می گفت ؛ مسئولین هشدار دادن که مراقب باشیم ویروس نگیریم ؛ گفتم چه ویروسی ؟ گفت همین که از چین اومده دیگه ؛ میگن کشنده است.
گفتم یعنی اسمِ ویروسه عشقه ؟
گفت مسخره بازی در نیار ؛ مرگ باره !
گفتم عشقه دیگه ؛
گفت تو حالا هِی واسه خودت بشین فلسفه عاشقانه بباف ؛ هِی من میگم هشدار ملی دادن ؛ هشدار امنیتی دادن ؛ هشدار زمین لرزه و سیل و آبگرفتگی و برق گرفتگی و فلان فلان دادن تو هِی بخند با نگاه رنگی پَنگیت دنیارو ببین! نمیبینی دنیا رو سیاهی گرفته ؟
گفتم توام هِی بیا از سیاهی ها بگو ؛ منم مدام میگم پس چرا هشدار نمیدن که زمان داره می گذره ؟ چرا هشدار نمیدن ، شاید دو دقیقه دیگه نیستیم ؟ چرا هشدار نمیدن قدر آدم های زندگیمون رو بدونیم ، چرا هشدار نمیدن بخندیم ؟ چرا هشدار نمیدن همه چیز می گذره ؟
 دنیا سیاهه چون هیچ وقت این هشدار هارو ندادن ! فقط گفتن سیاهه نگفتن چجوری سفیدش کنیم! منم دارم بهت هشدار میدم ! ببین! نگاهِ رنگی پَنگی عه من ، مالِ منه! من اینجوری آرامش دارم!
بهت هشدار میدم؛ به قولِ شاعر ؛ هشدار که آرامشِ ما را نخراشی! 
دستاشو به نشونه تسلیم بُرد بالا ؛ گفت قبول ! ولی منم هشدار میدم ؛ هیچ وقت خودتو از من نگیر ؛ تو هر جوری باشی با هر نگاهی ؛ خودِ منی ؛ نباشی میمیرم! باشه ؟
چشمک زدم ؛ خندید ؛ تهِ دلم خداروشکر کردم که میتونیم با هم تعامل کنیم ؛ و باز هم با تمام تفاوت هامون عاشقانه با هم زندگی کنیم ❤
#آیدا_رنجبر
#تو_بگو از هشدار هایی که باید بهم دیگه می دادیم و ندادیم؛ 
چه هشداری همیشه  شنیدی ؟ دوست داشتی جاش چی بشنوی ؟ #دلنوشته #کرونا #عاشقانه #هنر #مخاطب_خاص #عشق #زندگی #مرگ #متن_زیبا #متن_خاص #دونفره
#مرگ_بر_کرونا😁 #کامنت
دیدگاه ها (۶)

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

حاجی امروز رفتیم خونه دوست مامانم😐بهتون گفتم که میرم...بگذری...

part²⁶ات ویوکوک برگشت و برای همه شراب می‌گرفت اما برای من نگ...

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

به زیباییه مشکی

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.51(روایت از زبان ا.ت)کی...

اجبار به بدبختی پارت ۱۶

پارت ۵(بعد از اینکه جونگ کوک یونا رو بیهوش میکنه یونا رو به ...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط