به زیباییه مشکی
𝐀𝐬 𝐛𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥 𝐚𝐬 𝐛𝐥𝐚𝐜𝐤
#به_زیباییه_مشکی.
پارت ۲۳
ویو لیندا:
که جونگ هیون شروع کرد به حرف زدن
•دختر شلغت چیه؟
+من ش...(پدر بزرگ پرید وسط حرفش)
÷اون هنوز درس میخونه و کار نمیکنه پولی هم نداره که بخواد بده بهت که بری قمار کنی
+[پس برای همینه نزاشت بگم شرکت دارم چون پولامو از چنگم در میاره]
•خب بابا انگار الان گفتم پول بده
پدر بزرگ ماشینو نگه داشت پیاده شد و رفت طرف یک فروشگاه حالا فقط ات و پدرش بودن که جونگ هیون دوباره حرف زد...
•خوشگلم هستیا
+ممنون
•اگر پول بهم نمیدن عب نداره اما تو زیر خواب خوبی برا دیگران هستی
+نخیر درسته پدرمی اما احترام خودتو نگه دار
•باشه بابا همتون دیونه هستین
÷چی میگی
+بابا بزرگ اومدی
÷اره قشنگم
[فلش به ساعت ۸:۴۵ شب]
÷دخترم ات باید باهم صحبت کنیم
+حتما
÷ببین دخترم تو دیگه ۲۳ سالته و اینکه خاندان ما باید یه وصلت داشته باشه با یه خاندان دیگه
+خب
÷باید عروس خاندان جئون بشی
+چشم
÷جدی؟
+من شوخی دارم؟
÷فکر میکردم الان گریه میکنی میگی نه
+من به شما خیلی مدیونم پس نوبت منه جبران کنم
÷(لبخند)
÷فردا ساعت ۸ شب میان خواستگاری
+چشم
لیندا:
ات بلند شد رفت تو اتاقش و شروع کرد جیغ زد و هی میگفت..
+واییییی خاک تو سرتتتت اتتتتتتتتتتتت
اگه خوشتیپ باشه چی؟ چی میگم مننننننننننننننننن وای نمیخوام میخوام نمیخوام میخوام اههههههههه
اصلا....
ادامه دارد...
حمایت فراموش نشه قشنگم🎀
#به_زیباییه_مشکی.
پارت ۲۳
ویو لیندا:
که جونگ هیون شروع کرد به حرف زدن
•دختر شلغت چیه؟
+من ش...(پدر بزرگ پرید وسط حرفش)
÷اون هنوز درس میخونه و کار نمیکنه پولی هم نداره که بخواد بده بهت که بری قمار کنی
+[پس برای همینه نزاشت بگم شرکت دارم چون پولامو از چنگم در میاره]
•خب بابا انگار الان گفتم پول بده
پدر بزرگ ماشینو نگه داشت پیاده شد و رفت طرف یک فروشگاه حالا فقط ات و پدرش بودن که جونگ هیون دوباره حرف زد...
•خوشگلم هستیا
+ممنون
•اگر پول بهم نمیدن عب نداره اما تو زیر خواب خوبی برا دیگران هستی
+نخیر درسته پدرمی اما احترام خودتو نگه دار
•باشه بابا همتون دیونه هستین
÷چی میگی
+بابا بزرگ اومدی
÷اره قشنگم
[فلش به ساعت ۸:۴۵ شب]
÷دخترم ات باید باهم صحبت کنیم
+حتما
÷ببین دخترم تو دیگه ۲۳ سالته و اینکه خاندان ما باید یه وصلت داشته باشه با یه خاندان دیگه
+خب
÷باید عروس خاندان جئون بشی
+چشم
÷جدی؟
+من شوخی دارم؟
÷فکر میکردم الان گریه میکنی میگی نه
+من به شما خیلی مدیونم پس نوبت منه جبران کنم
÷(لبخند)
÷فردا ساعت ۸ شب میان خواستگاری
+چشم
لیندا:
ات بلند شد رفت تو اتاقش و شروع کرد جیغ زد و هی میگفت..
+واییییی خاک تو سرتتتت اتتتتتتتتتتتت
اگه خوشتیپ باشه چی؟ چی میگم مننننننننننننننننن وای نمیخوام میخوام نمیخوام میخوام اههههههههه
اصلا....
ادامه دارد...
حمایت فراموش نشه قشنگم🎀
- ۶۶۸
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط