{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p3

ات: چخبر؟
لوسی: سلامتی تو چخبر خوبی کارت چطوره؟ با ریست باز هم دعوات شد؟

ات: لوسی من از کارم اخراج شدم
لوسی: واتتتتتت
ات: اره دیگه هییی ولش کن حالاوقت داری بیای همدیگه رو ببیینیم؟
لوسی: اره الان میام کجایی؟
ات: من میرم کافه...... تو هم بیا اونجا
لوسی: اوکی امدمممممم
قطع کردن
ویو ات
خب فک کنم حالم بهتر بشه بعد از اینکه با لوسی حرف بزنم اوه راستی ساعت چنده باید پولو بهش بدم ساعت12اه ساعت10اخیش راحت شدم استرس گرفته بودتم
یهو دیدم یکی دستش رو گذاشته رو چشمم

ات: لوسی انقدر لوس نباش بیا بشین حرف بزنیم
لوسی: بی جنبه خب معلوم بود که ناراحتی چی شده هاا
ات: خب حدس بزن کی رو دیدم
لوسی: من چه بدونم روح؟؟
ات:خیلی لوسییییی
ات همه ماجرارو تعریف کرد
لوسی گفت...



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

فیک تهیونگ

اورلورا

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

💗فقط یه دوست معمولی پارت پنجم بالاخره بعد از کلی خندیدن و مس...

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط