پارت 14

دو ماه بعد
میسو
الان تقریبا دوماه هست که منو فیلیکس باهمیم خیلی باهم خوبیم . فیلیکس هیچوقت منو ناراحت نمیکنه البته فقط دوماه از اینکه باهمیم گزشته باید صبر کنم تا ببینم چی میشه .
امروز داشتم پیاده روی میکردم توی پارک که یه کاغذ دیدم به درخت چسبیده بود برش داشتم و خوندمش خیلی خوشحال شدم بهترین روز زندگیم بود برگه رو سازمان بیگ هیت منتشر کرده بود ولی چرا توی پارک ؟؟ اصلا ولش کن . نوشته بود می‌خوان کار اموز دختر جمع کنن و بهترینشون رو انتخاب کنم منم خیلی استعداد برای ایدل شدن داشتم پس می‌خوام برم اودیشن بدم . گوشیمو در اوردم و به فیلیکس زنگ زدم
میا : الو سلام عشقم
فیلیکس : الو سلام عزیزم خوبی
میا : اره خوبم . عشقم میخواستم یه چیزی بگم ( با حالت خیلی لوس )
فیلیکس : یا خدا باز چی میخوای ؟
میا : کمپانی بیگ هیت یه اعلامیه منتشر کرده میگه کار اموز های دختر قبول می‌کنه می‌خوام برم اودیشن بدم
یکم مکس کرد ولی بعدش با سردیه تمام گفت نه
دلم شکست
میا : یعنی چی نه تو میدونی این ارزوی منه بعد همه ی ارزو هامو میخوای یه باد فنا بدی ؟ اصلا تو با خواسته های من راه نمیای من دیگه نمیتونم تحمل کنم
فیلیکس : چی میگی من کی یه تو گفتم نه این اولین بار بود هرچی گفتی گفتم چشم از گل بهت نازک تر نگفتم ( با داد )
میا : بس کن دیگه بیا جدا شیم تو فقط پیشرفت خودت رو میخوای میخوای از من بالا تر باشی چون میدونی من میتونم خیلی بالا تر از تو باشم تو می‌ترسی کسی به تو نگه تو لیاقت منو نداری بیا تمومش کنیم ( با گریه )
تا میخواست جواب بده قطع کردم و روی نیمکت نشستم و گریه کردم بعد تقریبا یک ساعت گریه بلند شدم و برای اینکه لج فیلیکس رو در بیارم به سمت کمپانی راه افتادم یا تاکسی گرفتم و ادرس کمپانی رو بهش دارم ... به کمپانی رسیدم و پیاده شدم پول رو حساب کردم وارد کمپانی شدم رفتم پیش منشی
میا : سلام خانم ببخشید برای اودیشن اومدم
منشی : لطفا صبر کنید
یه برگه دادا و گفت پرش کنم منم برگه رو گرفتم و با یه خدکار که منشی دادا بهم پر کردم و دادم به منشی
منشی : بفرمایید بنشینید تا صداتون کنم
رفتم روی صندلی نشستم بعد از نیم ساعت صدام کرد و گفت برم طبقه‌ی دهم اتاق ۴۵۱ چشمی گفتم و به سمت اسان سر رفتم وارد شدم طبقه‌ی دهم رو زدم بعد چند دقیقه رسیدم از اسان سور پیاده شدم و اتاق ۴۵۱ رو پیدا کردم در زدم و وارد شدم
میا : سلام اقا من برای ادیشن اومدم
اقا : سلام بفرمایید بنشینید .
نشستم
اقا : خب رشته ای که میخواد توش فعالیت کنید رو بهم بگید
میا : من می‌خوام ایدل بشم
اقا : خیله خوب یه تیکه از یه اهنگی که حفظی رو برام بخون
شروع کردم اهنگ مورد الاقم رو خوندم پرنسس گریه نمیکنه ( اهنگه اینگلیسیه )
بای بای
دیدگاه ها (۸)

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

سناریو bts(وقتی گردنشو میبوسی)«نامجون: اوممم عاشقتم تو خیلی ...

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

بچه ها دلم گرفته می‌خوام گریه کنم ، ولی کسی نیست که رو شونش ...

شب بی پایان

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

*[توی رستوران]— سلام بچه‌ها، خوش اومدین.— سلام.[از همه سریع‌...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

بچه ها براتون بگم یه لحظه تعداد پستم هام رو دیدم و یه چیزی ی...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط