تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم غبار راه دورت نشسته رو لبا

تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم غبار راه دورت نشسته رو لباسم
من از تن تو طردم خالی دست سردم کوه نمک تو چشمات پاشیده روی دردم
الهی غرورت حریم خونه باشه تو باغ دل تو هزار جوونه باشه
تو از مداری معلوم بنشین رو خاک قلبم بیا به مقصد خود ببین چه پاکه قلبم
بیا که عاشق باشیم قلب شقایق باشیم برای عمر رفته فکر دقایق باشیم
الهی غرورت حریم خونه باشه تو باغ دل تو هزار جوونه باشه

تو اعتبار کوهی تو دشت انتظارم تو از هجوم موجی رو تن خشک و داغم
من از غرور دستات یه سایه بون کشیدم رفتم تو خواب چشمات به آرزوم رسیدم
الهی غرورت حریم خونه باشه تو باغ دل تو هزار جوونه باشه
تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم غبار راه دورت نشسته رو لباسم
من از تن تو طردم خالی دست سردم کوه نمک تو چشمات پاشیده روی دردم
الهی غرورت حریم خونه باشه تو باغ دل تو هزار جوونه باشه
#مهناز_علاف
#قاصدک_بهاری
دیدگاه ها (۲)

برادر ناتنی

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

زیبای کوچک فریبکار

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

@shaghaigh_07 تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم غبار راه دورت ن...

@shaghaigh_07 تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم غبار راه دورت ن...

@shaghaigh_07 تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم غبار راه دورت ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط