{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر زیادی و زیبا !

چقدر زیادی و زیبا !
نمی دانم اما فکر می کنم خدا وقتی می ‌خواسته نقاشی ات کند با یک مُشت نور تو را انداخته بین ستاره ها یا موقعی که مزرعه می کشیده افتادی لایِ خوشه های گندم ،شاید هم رنگدانه پولک ماهی هایی که اینقدر میدرخشی یا دانه های سُرخ اناری روی درخت های بهشت !
نمی دانم...اما چقدر زیادی و زیبا...
#سید_طه‌_صداقت
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ام: معجونِ عشق---پنج ماه پیش.بعد از مهم...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

پروانه جان

پارت اول

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پارت1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط