نام کتاب: عشق با طعم جدایی نویسندگان: کیمیا منظمی _ آوا د

نام کتاب: عشق با طعم جدایی نویسندگان: کیمیا منظمی _ آوا دهقان موضوع: عاشقانه _ پلیسی خلاصه ی رمان: این داستان درباره پسر ودختریه که طی ماجراهایی همخونه می شن. دختره عاشق پسره میشه ولی پسره دست رد به سینش میزنه ولی افسوس که نمی دونه خودش هم درگیر این بازی میشه ….وادامشو ترجیح میدم خودتون بخونید. سخن نویسنده: این رمان اولین تجربه ی من در رمان گروهی هست… امیدوارم خوب از آب دربیاد… من با آوا جان تصمیم گرفتیم این رمان رو بنویسیم. سعی کردیم متفاوت باشه… و احتمالا موفق هم باشیم… امیدوارم خوشتون بیاد از این رمان… مقدمه: فصل مشترک من و تو عشقی است که به پای غرور …. ! شکستی غرورم را … قربانی می شود دلم رازیر پاهایت گذاشتی….. دریغ وافسوس که نمی دانستی این کارت تاوان دارد.
متنی از رمان:روبه پنجره اتاقم نشسته ام. چقدر این روز ها متفاوت اند…. امروز اولین کار وماموریت سختم رو پس از مدت ها شروع کردم. دوستی با دوست دختر های چندش ومسخره پسران این باند. بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر شهر تهران. باید به یکی از پسر ها نزدیک شده وکمی با اون راحت برخورد می کردم. کسی نبود جز میلاد عظیمی سردسته گروه …فقط او مونده بود که تنها بود…. ذهنم رو خالی از ، واین فرد افکار می کنم … ازجام بلند شده وبه سمت اشپزخانه میرم. سالیه که تنهام…. نه دست نوازشگر پدرم رو دارم و نه محبت های بی ریای مادرم رو… ۵ . سال پیش درست بعد از ماموریت پدرم از دست دادم ۵ پدر ومادر وبرادرم بابک رو خانواده من قربانی بودند. قربانی ازجان گذشتگی پدرم….. وخالص بودنش. پدرم سرهنگ بود. ماموریت های زیادی می رفت… اما این ماموریت اخرش…. با همه فرق می کرد…. پسران اون قاچاقچی ها کینه ای شده بودن وخانواده ام را برای همیشه از من گرفتند. از ان پس قسم خوردم حرفه پدرم را ادامه بدم . تا انتقام تک تکشان را بگیرم اما به شیوه قانون! این مامورینتی بود که پنج سال انتظارش را کشیدم.


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b7%d8%b9%d9%85-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d9%8a%d9%8a-pdf/
دیدگاه ها (۱)

شاهکاری به نام دروغ

فاصله یک لبخند تا جنون

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁷بعد از خوردن صبحونه از اتاق اومدم بی...

فاصله یک لبخند تا جنون

ومپایر جذاب من. پارت ۴

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

دانلود رمان شگفت (جلد اول) این داستان بلند شدن و پس زدن سختی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط