رمان دریای عشق
رمان دریای عشق
فصل دوم
پارت ۱۹
ویو تهیونگ
یک هفته هست که یونا پیشم نیست . حتی نفس کشیدن هم برام سخت شده ، رفتم به خونه پدرو مادرم که از پشت در صدای فریاد و داد میومد
م/ت: عروس گلم مگه چه کرده بود که کشتیش
ب/ت: اون به خاطر همسرش قربانی شد
وارد خونه شدم و با تعجب به من نگاه میکردن
اسلحه رو در آوردم و ماشه رو کشیدم ، به سمت پدرم بردم ، مادرم کنارم بهم التماس میکرد تا پدرم رو نکشم
م/ت: لطفاً تهیونگ ، پسرم نکشش ، همه چیز رو بهت میگم ، فقط نکشش
ته یونگ : بگو
م/ت: تهدیدش کردن ..هق.. اگه یونا رو نمی کشت ..هق..تورو میکشتن
ته یونگ : کی بود ؟ ( عربده )
م/ت: باند ...هق...ضد گلوله
یه تیر زدم به پیشونی پدرم و از آنجا خارج شدم . صدای فریاد مادرم به گوش میرسید ، برگشتم باند
ته یونگ : جیمین از این به بعد تو جای جونگ کوک اینجا هستی . کل باند رو جمع کن ، به باند ضد گلوله حمله میکنیم
کل باند رو کشتیم و کامل نفوذ کرده بودیم
جیمین: ارباب ، بانو رو پیدا کردم
وارد اتاق شدم . یونا رو تخت بود و بیهوش بود . رفتم نزدیکش ، یه لبخندی زدم و با عصبانیت فریاد زدم
ته یونگ : اینجا رو به آتیش بکشید
یونا رو برآید استایل بغل کردم و بردم عمارت
شرط
لایک ۱۵
کامنت ۲۰
بازنشر ۱۰
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
فصل دوم
پارت ۱۹
ویو تهیونگ
یک هفته هست که یونا پیشم نیست . حتی نفس کشیدن هم برام سخت شده ، رفتم به خونه پدرو مادرم که از پشت در صدای فریاد و داد میومد
م/ت: عروس گلم مگه چه کرده بود که کشتیش
ب/ت: اون به خاطر همسرش قربانی شد
وارد خونه شدم و با تعجب به من نگاه میکردن
اسلحه رو در آوردم و ماشه رو کشیدم ، به سمت پدرم بردم ، مادرم کنارم بهم التماس میکرد تا پدرم رو نکشم
م/ت: لطفاً تهیونگ ، پسرم نکشش ، همه چیز رو بهت میگم ، فقط نکشش
ته یونگ : بگو
م/ت: تهدیدش کردن ..هق.. اگه یونا رو نمی کشت ..هق..تورو میکشتن
ته یونگ : کی بود ؟ ( عربده )
م/ت: باند ...هق...ضد گلوله
یه تیر زدم به پیشونی پدرم و از آنجا خارج شدم . صدای فریاد مادرم به گوش میرسید ، برگشتم باند
ته یونگ : جیمین از این به بعد تو جای جونگ کوک اینجا هستی . کل باند رو جمع کن ، به باند ضد گلوله حمله میکنیم
کل باند رو کشتیم و کامل نفوذ کرده بودیم
جیمین: ارباب ، بانو رو پیدا کردم
وارد اتاق شدم . یونا رو تخت بود و بیهوش بود . رفتم نزدیکش ، یه لبخندی زدم و با عصبانیت فریاد زدم
ته یونگ : اینجا رو به آتیش بکشید
یونا رو برآید استایل بغل کردم و بردم عمارت
شرط
لایک ۱۵
کامنت ۲۰
بازنشر ۱۰
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
- ۲۰۲
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط