{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر که باشی، سردت می‌شود، ولی کت بر شانه‌ی فرزندت می‌اندا

پدر که باشی، سردت می‌شود، ولی کت بر شانه‌ی فرزندت می‌اندازی.

چهره‌ات خشن می‌شود و دلت دریایی، آرام نمی‌گیری تا تکه نانی بیاوری.

پدرکه باشی، می‌خواهی، ولی نمی‌شود، نمی‌شود که نمی‌شود. در بلندایی از این شهرت، مُشتِ نشدن‌ها را بر زمین می‌کوبی.

پدر که باشی، عصا می‌خواهی، ولی نمی‌گویی. هر روز خم‌تر از دیروز، مقابل آینه تمرین محکم ایستادن می‌کنی.

پدر که باشی، حساس می‌شوی، به هر نگاه پر حسرت فرزند به دنیا، تمام وجود خودت را محکوم آرزوهایش می‌کنی!

پدر که باشی، در کتابی جایی نداری و هیچ جایی زیر پایت نیست. بی منت از این غریبه‌گی‌هایت می‌گذری تا پدر باشی. پشت خنده‌هایت فقط سکوت می‌کنی.

پدر که باشی، به جرم پدر بودنت، حکم همیشه دویدن را برایت می‌برند، بی هیچ اعتراضی به حکم، فقط می‌دوی و در تنهائی‌ات، نفسی تازه می‌کنی.

پدر که باشی، پیر نمی‌شوی، ولی یک روز، بی‌خبر تمام می‌شوی و پشت‌ها را خالی می‌کنی. با تمام شدنت، باید حس آرامش را بعد از عمری تجربه کنی.

پدر که باشی، در بهشتی که زیرپای تو نبود هم، دلهره‌هایت را مرور می‌کنی.

" تقدیم به همه پدران خوب دنیا"
دیدگاه ها (۱)

🔸از سی سالگی به بعد، آدمِ دیگری می‌شوی. آدمی که نسبت به خیلی...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

عاشقانه های شبنم

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۷«انتخاب»ات به پدرش خیره شده بود.— من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط