{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقش که باشی :

عاشقش که باشی :
به دیر جواب دادن اس هاش گیر میدی...
به لباس پوشیدنش گیر میدی...
به جاهایی که میره گیرمیدی...
به لایک هاش گیر میدی...
به کامنت های زیر پستاش گیر میدی...
عاشقش که باشی :
بیشتر از یه ساعت نمیتونی طاقت بیاری که بهش اس ندی...
عاشقش که باشی :
هی ازش میپرسی : خوبی؟ کجایی؟
عاشقش که باشی :
هی بهش میگی : کی بیکاری دلم برات تنگ شده میخام ببینمت.
عاشقش که باشی :
هی دلت پیش اونه...
هی پیش خودت میگی الان داره چیکاره میکنه؟ حالش خوبه؟

حالا گوش کن!
سرد ک بشم...روز بروز دیگ واسم مهم نیس کجایی چیکار میکنی...
سرد ک بشم:نه دیگه مهمی.نه میگم بیا ببینمت
سرد که بشم:ساعت که هیچی یه سالم بگذره نه اس میدم نه کاریت دارم...
سرد که بشم:صد نفرم زیر پستات قربون صدقت برن دیگه چیزی نمیگم...
حواست باشه`سرد که بشم` همونقد ک برام مهم بودی بی اهمیت میشی...
حواستو جمع کن...اگه دوسم نداشته باشی..از دوست داشتن دیگه خبری نیست...میشم بدتر از خودت ...
دیدگاه ها (۳)

رمان عشق ممنوع

سناریو مایکی پارت اخر

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴یک هفته بعد...یونگی کم...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:1کوک:وایی مردم +مثل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط