{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی از کوکی عضو هشتم وقتی تو کنسرتی و حالت بد میشه و

درخواستی از کوکی عضو هشتم وقتی تو کنسرتی و حالت بد میشه و اون روی تو کراشه و نکته خواهر تهیونگ هم هستی



پارت اول

همه دور هم جمع شدیم تا برای کنسرت آماده بشیم
این برای هممون اجرای مهمی بود برای اولین بار گرمی دعوت بودیم و فشار زیادی رومون بود و همه از استرس به زور می‌تونستیم حرف بزنیم چه برسه به خوندن
و من تنها کسی بودم که می تونستم گند بزنم توی اجرا
مریض بودم و صدام بد جوری گرفته بود و آهنگی که باید می‌خوندیم بیشتر پارت من قسمت های اوج بود و دنس خیلی سختی داشت و من پریود بودم
واقعاً از این بدتر هم مگه میشه
نامجون: خب بچه ها آماده اید؟
پسرا:آره
ات:نه
تهیونگ: براچی مگه چی شده؟
ات:حالم خوب نیست استرس دارم
تهیونگ: استرس چی موش کوچولوی من
ات: شروع نکن تهیونگ الان واقعا حس دعوا رو ندارم
تهیونگ: بیا بغلم موش موشی
جین: انقدر این بچه رو لوسش نکن
؟: نوبت شماست
نامجون: خب بریم ‌....هرکدوم برید سر جاتون
رفتم پشت سر جونگ‌کوک وایسادم تا نور روشن بشه و اجرا شروع بشه
همون موقع سرم گیج رفت که مجبور شدم دستمو بزارم رو شونه ی جونگ‌کوک
جونگ کوک: ات خوبی ؟! چیزی شده؟!
ات: آ..آره خوبم چیزی نیست
با نور زیاد و تشویق تماشا چیا شروع کردیم به اجرا و واقعاً از اجرایی که کردم پشمام ریخت از همیشه بهتر اجرا کردم حتی از مواقعی که صدام درست بود و مشکلی نداشت
ولی الان یه چیز دیگه مشکل بود بیشتر از این نمی تونستم رو پام وایسم باید یکم دیگه تحمل می کردم تقریباً آخراشه
رفتم کنار جین و دستاشو گرفتم و موزیک تموم شد و توان منم تموم شد و دیگه هیچی نفهمیدم و سیاهی
از زبون جونگ‌کوک
روبه مردم وایسادیم واقعاً ات خوب اجرا کرد نزاشت پشمی برا مردم و ما بمونه
جونگ‌کوک:ات عالی....
برگشتم که نگاش کنم اما دیدم پسرا سریع دور ات جمع شدن رفتم پیششون که دیدم بیهوش رو زمین افتاده
جیهوپ: چرا وایسادین نگاه می کنینن زنگ بزنید آمبولانس (روبه عوامل پشت پرده)
جین:با ماشین ببریمش سریع تر نیست ؟
بدون توجه به بقیه ات رو بغل کردم و سمت ماشین رفتم
و بقیه هم به دنبالم
سریع سوار ون شدیم شوگا نشست پشت فرمون و آت تو بغل من بود
تهیونگ: اتو بده به من
جونگ‌کوک: شوگا تند تر برو
تهیونگ: جونگ‌کوک با توعم
جونگ‌کوک: برو دیگه
تهیونگ: دارم میگم خواهرمو...
جین: تهیونگ گیر نده الان تو این وضعیت
دیدگاه ها (۲۵)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

وقتی تولدت بودو..

پارت ۱۲ 🖤جیمین سریع جلوی من ایستاد.— «نه. ات با تو جایی نمیا...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط