{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.
ویو تهیونگ:از حرفش تعجب کردم.
ولی به روی خوم نیاوردم.
ولی جونگ کوک تو اتاقش فقط یه تخت داشتتت.
(بعدش جونگ کوک رفت تو اتاق و تهیونگ هم پشت سرش رفت.)
جونگ کوک رفت رو تخت خوابید و تهیونگ رو صدا کرد که بیاد بخوابه
....

ویو جونگ کوک:رفتم رو تخت خوابیدم و دیدم تهیونگ همون گوشه وایساده و هیچی نمیگه.
جونگ کوک:چرا نمیای پس؟
تهیونگ:رو تخت تو بخوابم؟
جونگ کوک:اره دیگه.
تهیونگ:باشه
بعد با خجالت رفت و رو تختش خوابید(تخت دو نفرست)
تهیونگ اون گدشه ی تخت خوابیده بود که جونگ کوک گفت:چرا نمیای این ور تر؟میوفتی هااا.
تهیونگ یه کوچولو رفت وسط تخت و پشتش به جونگ کوک بود:
که جونگ کوک از پشت بغلش کرد و تهیونگ هم تعجب کرد هم خجالت کشید.
تهیونگ:چیکار می کنی؟
جونگ کوک:هیچی.دارم می خوابم.(اروم)
تهیونگ که دید جونگ کوک عین خیالش نیست بیخیال شد و خوابید.
دیدگاه ها (۰)

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط