نظرتون در مورد این عکس و متن؟؟ ❤ ️

نظرتون در مورد این عکس و متن؟؟ ❤ ️
بعدا که خواستیم خونه انتخاب کنیم
تو هر چقدرم اصرار کنی به داشتن خونه یِ بزرگ
من راضی نمیشم و یه خونه ی یه خوابه ی کوچیک انتخاب میکنم...
خونه کوچیک که باشه تو حتی وقتی تو آشپزخونه ام که باشی و با اخم برنجو دم بزنی من باز میبینمت،
یا وقتی نشستی تلوزیون میبینی و غرقی تو سکانسای فیلم
من از گوشه ی پذیرایی وقتی روزنامه دستمه میتونم خوبه خوب غرق نگاه کردنت بشم
حتی غرق تر از تو...
خونمون که کوچیک باشه،
وقتی بحث کردیم؛
وقتی دنبال فرار کردن از بودن کنارمی
حتی اگه بخوایم نمیتونی باز جایی جز کنارم بخوابی،
نهایتش روتو اونور میکنی و میخوابی
نه اینکه وسایلتو برداری و بری تو اون یکی اتاق بخوابی...
خونمون که کوچیک باشه،
عصرا که خسته کلیدو تو قفل میچرخونم
لازم نیست هی دنبالت بگردم و صدات بزنم تا بیام تو حصارِ شونه هات خستگی در کنم،
از همون دم در میبینم کجایی
یا نه
خونه که کوچیک باشه
کل چهاردیواری بوی تنِ یارُ میگیره
بوی موهاتو
اونوقت میفهمم کجایی و یه راست میام پیشت...
بعدا که خواستیم خونه انتخاب کنیم
یه خونه کوچیک انتخاب میکنم،
که حتی دورترین نقطه ی خونه که تو توش نشستی هم اونقدر دور نباشه که من زیرِ یه سقف مشترکم دلتنگت بشم...
#فاطمه_جوادی
👔 💎
دیدگاه ها (۱)

صبح بخیر!پاییز امسال یه جورایی عجیبه؛ نه اونقدر سرده که بخوا...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

#کپشن

عزیز چشمای منتظرم، شهر من کوچیکه، چن تا خیابون بیشتر نیست. خ...

تولدِ کسی که پناهگاهِ امنِ روحِ ماست✨۲۱ مهر، تقویمِ قلبِ ما ...

دوستی باید دو نفره باشه ..هر چقدر که تو زمان میزاری و هر کار...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

داستان

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط