مَ‍ـــــــــــــــــــــــــن :)

مَ‍ـــــــــــــــــــــــــن :)
خیآنَت‍‍ـــ
نَکَردَم‍ـ
تُو هُلَم‍‍ـ دآدے ، دآشتَم‍ـ میوفتآدَم‍ـ
اُون‍ــــــــــــــــــــــ :)
بَغَلَم‍ـ کَرد ..
دیدگاه ها (۱)

مثل تیرک دروازه بودییک قدم تا خوشبختی فاصله داشتم ــــــــــ...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ویکم 𓆪 🖤🥀دختر لبخندش را از دست داد.ـ «یون...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت نــه 𓆪 🖤🥀جیمین چراغ قوه‌ی گوشی‌اش ر...

چندپارتی جونگ کوک

پارت۳

پارت پنجم:حقیقتی که میکُشد. این بار جونگکوک بدون حرف دنبالش...

پارت هفتم — فقط یک آشنای عجیبیورا بعد از آن روز، دیگر یونگی ...

چقدر دوست داشتم جونگ آه و این پسر به هم برسن اون خرابش کرد😭

پارت چهار ات‌ ویو داشتم میرفتم قهوه هارو بیارم که صدای تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط