p3
p3
☆فاجعه ای به نام ما☆
از کوچه اومدیم بیرون که چند نفر از ماشین پیاده شدن و اومدن سمتمون ترسیده بودیم هممون
یونجی: لونا میتونی با ما بزنیشون«اروم»
لونا: فکر نکنم«اروم و ترسیده»
لینا: دخترا دارن میان سمتمون بیاین بریم«اروم»
لینا و یونجی دستم رو گرفتن و خواستیم بریم که یکی صدامون زد
(علامت مرده _ )
_خانم هایه جوان وایسید«جدی»
لینا: با مایی؟«سوالی»
_غیر از شما کسی اینجا هست«جدی»
یونجی: دخترا فرار کنید«داد»
سریع فرار کردیم که دیدیم دارن میان دنبالمون داشتم میدویدم که یکی من رو از پشت گرفت
لونا: ولم کن، کمک لینا، یونجی کمک«جیغ و گریه و ترسیده»
لینا: وایی لونا،ولش کن مرتیکه ای گوریل،دوستم رو ول کن «داد»
یونجی سریع از پشت برگشت و اون مرده رو خواست بزنه که یکی گرفتش، لینا خواست یکی از اون ها رو بزنه ولی اونم گرفتن
یونجی: ولمون کنید«داد»
لینا: لونا نترس باشه، ولمون کنید«داد»
_ساکت«عربده»
ویو لینا
با عربده ای اون گوریل من و یونجی نترسیدیم ولی لونا رنگش پرید و اروم اروم گریه میکرد، اونی که لونا رو گرفته بود یه دستمال از جیبش در اورد
لینا: هویی مرتیکه گوریل چیکار میکنی، رفیقم رو ولش کن«داد»
_زیاد نترسید جایه بدی نمیرید
خواستم جوابش رو بدم ولی اونی که من رو گرفته بود یه دستمال گذاشت رو دهنم و........
خماری تا پارت بعد
شرایط پارت بعد 70 تایی بشیم
لایک 10
کامنت 10
☆فاجعه ای به نام ما☆
از کوچه اومدیم بیرون که چند نفر از ماشین پیاده شدن و اومدن سمتمون ترسیده بودیم هممون
یونجی: لونا میتونی با ما بزنیشون«اروم»
لونا: فکر نکنم«اروم و ترسیده»
لینا: دخترا دارن میان سمتمون بیاین بریم«اروم»
لینا و یونجی دستم رو گرفتن و خواستیم بریم که یکی صدامون زد
(علامت مرده _ )
_خانم هایه جوان وایسید«جدی»
لینا: با مایی؟«سوالی»
_غیر از شما کسی اینجا هست«جدی»
یونجی: دخترا فرار کنید«داد»
سریع فرار کردیم که دیدیم دارن میان دنبالمون داشتم میدویدم که یکی من رو از پشت گرفت
لونا: ولم کن، کمک لینا، یونجی کمک«جیغ و گریه و ترسیده»
لینا: وایی لونا،ولش کن مرتیکه ای گوریل،دوستم رو ول کن «داد»
یونجی سریع از پشت برگشت و اون مرده رو خواست بزنه که یکی گرفتش، لینا خواست یکی از اون ها رو بزنه ولی اونم گرفتن
یونجی: ولمون کنید«داد»
لینا: لونا نترس باشه، ولمون کنید«داد»
_ساکت«عربده»
ویو لینا
با عربده ای اون گوریل من و یونجی نترسیدیم ولی لونا رنگش پرید و اروم اروم گریه میکرد، اونی که لونا رو گرفته بود یه دستمال از جیبش در اورد
لینا: هویی مرتیکه گوریل چیکار میکنی، رفیقم رو ولش کن«داد»
_زیاد نترسید جایه بدی نمیرید
خواستم جوابش رو بدم ولی اونی که من رو گرفته بود یه دستمال گذاشت رو دهنم و........
خماری تا پارت بعد
شرایط پارت بعد 70 تایی بشیم
لایک 10
کامنت 10
- ۱۲۵
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط