ادامه تک پارتی نامیییی <2>❤🩹🫶🏻
ادامه تک پارتی نامیییی <2>❤🩹🫶🏻
وقتی بت هم دعوا می کنید❤️
+نامییی جوننننمم
-......
+ببخشید دیگهههه لطفااا
-.......
+خواهششش می کنمممم
-هه به همین خیال باش اگه من تا یک ماه بهت محل گذاشتم
بعد از گفتن این حرفش رفت از خونه بیرون
نه نه نمی تونه تا ۱ ماه حرب نزنه نه من نمی توننننممم
سمت اتاق مخفیش که فکر می کنه از وجودش خبر ندارم و نمی دونم الکل هاش رو تو اونجاقایم می کنه رفتم شیشه شراب رو از اتاق برداشتم و رفتم پذیرایی
شب
ویو نامجون
خیلی ناراحت و اصبی بودم بخاطر همین تصمیم گرفتم تا ۱ ماه بهش محل نذارم می دونم تحمل نمی کنه ولی تنها تنبیهیه که واقعا ادبش می کنه
شب که برگشتم خونه چراغ خاموش بود متعجب به اطراف خونه زل زدم و رفتم سمت پیریز برق و روشنش کردم وقتی برگشتم با صحنه روبه روم خشکم زر دالمی و با چند تا شیشه شراب خرده شده و شکسته روبهرو شدم سری دویدم سمت دالمی بیهوش شده و زدم به صورتش ولی جواب نداد شری برآید استایل بغلش کردم و دوییدم سمت ماشین و بردمش بیمارستا
وقتی دکتر ماینش کرد و سرم ها رو کامل رد بهم گفت
$خب مشکله خانومتون اینکه از ناراحتی زیاد و حجم الکل قش کردن لطفا تا ۲ روز فقط بهش سوپ بدید و زیاد مراقبش باشید تا به خودم فشار نیاره و می تونید برید به دیدنش باید الانا بهوش بیان
-بله تمام سعیم رو می کنم
بعد از اینکه با دستش دوتا زد رو شونم رفت
رفتم داخل اتاق اههه همش تقصیر من بود
نباید از نقطه ضعفش استفاده می کردم
شروع کردم به اشک ریختن که احساس کردم دستای دالمی تکون خورد سری دستش رو گرفتم تو دستم و بهش زل زدم بعد از چند دیقه چشماش رو باز کرد
+ایی..من کجام
-حالت خوبه جاییت درد می کنه
+نامجون نامجون تروخدا بهم بی محلی نکن قول میدم دیگه تکرار نشه خواهش می کنم
-شیییی..ساکت..باید منو ببخشی زیاده روی کردم
+نه تقصیر تو نیست تقصیر منه من نباید تا دیر وقت بیرون میموندم
-باشه تمومش کن حالا بیا بریم خونمون وایسا تا کارای ترخیصت رو انجام بدم
تامام
وقتی بت هم دعوا می کنید❤️
+نامییی جوننننمم
-......
+ببخشید دیگهههه لطفااا
-.......
+خواهششش می کنمممم
-هه به همین خیال باش اگه من تا یک ماه بهت محل گذاشتم
بعد از گفتن این حرفش رفت از خونه بیرون
نه نه نمی تونه تا ۱ ماه حرب نزنه نه من نمی توننننممم
سمت اتاق مخفیش که فکر می کنه از وجودش خبر ندارم و نمی دونم الکل هاش رو تو اونجاقایم می کنه رفتم شیشه شراب رو از اتاق برداشتم و رفتم پذیرایی
شب
ویو نامجون
خیلی ناراحت و اصبی بودم بخاطر همین تصمیم گرفتم تا ۱ ماه بهش محل نذارم می دونم تحمل نمی کنه ولی تنها تنبیهیه که واقعا ادبش می کنه
شب که برگشتم خونه چراغ خاموش بود متعجب به اطراف خونه زل زدم و رفتم سمت پیریز برق و روشنش کردم وقتی برگشتم با صحنه روبه روم خشکم زر دالمی و با چند تا شیشه شراب خرده شده و شکسته روبهرو شدم سری دویدم سمت دالمی بیهوش شده و زدم به صورتش ولی جواب نداد شری برآید استایل بغلش کردم و دوییدم سمت ماشین و بردمش بیمارستا
وقتی دکتر ماینش کرد و سرم ها رو کامل رد بهم گفت
$خب مشکله خانومتون اینکه از ناراحتی زیاد و حجم الکل قش کردن لطفا تا ۲ روز فقط بهش سوپ بدید و زیاد مراقبش باشید تا به خودم فشار نیاره و می تونید برید به دیدنش باید الانا بهوش بیان
-بله تمام سعیم رو می کنم
بعد از اینکه با دستش دوتا زد رو شونم رفت
رفتم داخل اتاق اههه همش تقصیر من بود
نباید از نقطه ضعفش استفاده می کردم
شروع کردم به اشک ریختن که احساس کردم دستای دالمی تکون خورد سری دستش رو گرفتم تو دستم و بهش زل زدم بعد از چند دیقه چشماش رو باز کرد
+ایی..من کجام
-حالت خوبه جاییت درد می کنه
+نامجون نامجون تروخدا بهم بی محلی نکن قول میدم دیگه تکرار نشه خواهش می کنم
-شیییی..ساکت..باید منو ببخشی زیاده روی کردم
+نه تقصیر تو نیست تقصیر منه من نباید تا دیر وقت بیرون میموندم
-باشه تمومش کن حالا بیا بریم خونمون وایسا تا کارای ترخیصت رو انجام بدم
تامام
- ۱۲.۹k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط