من از اَزَل

من از اَزَل
در وادیِ واژه‌ها زاده شدم.
ساده نیست
خوانایِ دستْ خطِ دریا شدن
ساده نیست.

سکوت
ثروتِ من است،
من به همین امید
به نَفَس‌هایِ آهسته‌ی ریحان رسیده‌ام.

خیلی‌ها با دستِ خود
مرا کشته‌اند.
خیلی‌ها با دستِ خود
مرا کَفَن کرده‌اند.
خیلی‌ها با دستِ خود
مرا به خاک سپرده‌اند.
اما عجیب این‌جاست که من زنده‌ام هنوز...Baran💔💔💔
دیدگاه ها (۱)

### پارت ۷: شبِ ربایشنیمه‌شب بود. بارون بند نیامده بود و قطر...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

راز خون. این پارت ۱۳ نیست . ادامه ی ۱۲ عه

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

فیک تهکوک ((وارث زار))

جنگل نفرین شده پارت ۷

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇19ویو هویج:_ دایی... تو از ات خوشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط