مینویسم برای تو

مینویسم برای تو
بانوی مُردادی
از سکوتم
از شعرهایم،
از درد هایم
مینویسم برای تو که مثل من غمگینی،
مینویسم از سکوت مرگبار هر لحظه بدون تو ...
خیلی سخت است، گریز از فاصله ها
سخت است دوری و نبودنت در زمان حال
زمان حالی که چشمانم خیس و بارانیست،
بارانی که تمامش فقط از دوری تو است.
بله بانوی مردادی،
سخت منتظرت هستم،
برای دیدنت، برای شنیدنت
و برای بوییدنت ،
می‌خواهم پیراهنت را در آغوش بگیرم،
بوییدن عطر تنت را ، دوست دارم ...

#
دیدگاه ها (۶)

بانوی شعرهایم !!!فرشته رویاهایم !!!بگذار بی واهمه برایتسخن ب...

در کنار باغچه به خلوت بی همتای آسمان امشب نگاه میکنم . . .نم...

تولدت مبارک اوسامو دازای

‍ ‍ #دلنوشته#السلام_علیک_یاعلی_بن_موسی_الرضادلنوشته ام به ام...

پانته‌آ صفایی

این روزها، هوای دیدنت چقدر در من بیداد میکند می گویند چشم ان...

عجب رمضان غریبی دارد این تنهایی ام دلش را بدجور خوش به این ش...

#عاشقانهاین روزها کمی سرم شلوغ است،ولی اینکه برایت نمینویسم ...

#مکـــــــن_ای_صبـــح_طلوعدلم بسـان کودکی یتیم تب و تاب دارد...

شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم بغض زخم هایم را در حالی که ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط