{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P7

P7

ویونامجون
تو دانشگاه همه بچه ها باهم دوستن تنها کسی که تنهاست منم همه میگن من زشتمو دهن لق اصلا هم اینجوری نیست من حتی یک بارم همکلاسی ها مو نفروختم زمانی منو یادشون میاد که امتحان داریم یا جزوه میخوان
نامجون تو همین فکر بود که یکدفعه گوشیش زنگ خورد
جین: سلام نامجون چطوری؟
نامجون : سلام ممنون چیشد به ما بالاخره زنگ زدی؟
جین:یک خبر خوب دارم
نامجون: خب بگو
جین:۱ ساعت دیگه بیا خونه من بیکاری دیگه؟
نامجون:حتما باید بیام نمیشه از پشت تلفن بگی؟
جین: لوس نشو بیا دیگه خبر خوبیه
نامجون:خب باشه
جین: میبینمت
ویو ۱ ساعت بعد
نامجون:نمیدونم برای چی این موقع توی هوای گرم مارو دعوت کرده
ته:سلام نامی چه خبر چه خوب شد اومدی خیلی وقت بود ندیده بودمت
نامجون : سلام ته دلم برات تنگ شده بود
جین:خب احوال پرسی بسه حالا همتون ساکت شید میخوام خبرم رو به همتون بگم
با گفتن این حرف جین همه ساکت شدن و .........

اگه میخونید یه کامنت چرت بزارید
دیدگاه ها (۰)

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶⁰چند دقیقه بعد، وقتی همه دوباره سر جاشون...

Destiny part 1

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

چند پارتی وقتی عضو هشتمی و اسم و افسردگی داری پارت: ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط