در آینه قامتـــی کمان

در آینه قامتـــی کمان
می بیـــنم ...

یک چهــره ی پیـر و ناتوان
می بینـــم ...

از آینـــه ی اتاقمـــان
می ترســـم ...

هر روز غریبـــه ای در آن
می بینـــــم ...
دیدگاه ها (۰)

#مریمم آن روز ک نقاب از چهره‌تان بیوفتد. بهار خزان می‌شود......

نمی‌دانم از چه می‌گریزم؛از آدم‌ها، از خویشتن، یا از آن غریبه...

عاشقانه های شبنم

ارش پیر

گر آن روز که غریبه بودیم اگر دستت را روی دستم گذاشتی بوی تنم...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

در پسِ این کوچه‌های مه‌گرفته، دور و تارمی‌درخشد خنده‌ای، مان...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

اگر خداوند یک بنده اش را دوست داشته باشد، چهره ی واقعی تمام ...

آرش پیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط