{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شاهدخت و چهار خواننده

یک شاهدخت و چهار خواننده
📌 پارت دوازدهم 📌

(هانا)

بعد از خوردن صبحانه رفتم توی اتاقم داشتم به این فکر میکردم که چه جوری بوس اولم رو ازش پس بگیرم اون اون ...
مین مین اومد تو اتاق
_ تو نباید در بزنی ؟
مین : خوب حالا
_ می اومدی ؟
مین : الان ؛ راستی داشتم می آمدم اتاقت چندتا پسر دیدم لونا می بودن
_ پدر جان اشتباه یکی دیگه از گروه هارو دعوت کرده منم می خوام از اون پسره انتقام بگیرم
+ چی انتقام ؟! مگه اونا رو دیدی
_ اوه گند زدم 😖توی ژاپن وقتی که داشتم فرار می کردم یکیشون من رو بوسید 😩
+ چرا بهم زودتر نگفتی احمق
با انگشتش زد به پیشونیم
_ آخ یاااااا تو حق نداری من رو بزنی
+ حالا می خوای چی کار کنی ؟؟😃
_ نمیدونم ولی باید یه کاری کنم
+ ااااا برای فردا پارتی که هستی
_ آره چطور ؟
+ اونا رو با خودت بیار
_ من؟؟
+ صاحب پارتی تویی پس می تونی دعوتشون کنی
_ آره فکر خوبیه باشه راستی برای ناهار هستی ؟
+ نه باید برم با یه شرکت قرار دارم من رفتم
_ باشه برو بای 👋
+ بای 👋

ببخشید کم بود واقعا خستم و خوابم میاد
لایک و کامنت یادتون نره 😘😘
بازم ببخشید
شبتون اکسویی 🌛

بیستا لایک بخره پارت بعدی رو میزارم
دیدگاه ها (۲۴)

My dady پارت⑤_بد نیست+هییی چی میگی اون خوشگلترین دختر تو کلا...

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

‏🦊[۱۵:۲۷ ~ ۱۵:۳۷ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنی؟؟استی: ت...

پارت 1

💜: تهیونگا من میرم بخوابم و خواب تو رو می‌بینم🐯: آره، خوب بخ...

اسلاید اول:💜: تهیونگ، من خیلی منتظر چهارشنبه‌ام! فکر اینکه ق...

سناریو در خواستیییی چیفویو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط