آوای شب

آوای شب

پارت ۲۳

ویو نویسنده

انیا بعد از اینکه از خونه عمه اش اومد و گریه کنان به سمت اتاقش رفت آروم رفت و با دستاش صورتشو پوشوند که کسی نفهمه
میا: بانو حالتو-
انیا : خوبم فقط لطفا بزارید چهره همتون یادم باشه که شما از شر من خلاص میشدید
میا : بانو این چه حرفیه؟کی این حرف رو زده لطفا بزارید چهره ی زیباتونو رو ببینم

انیا دستش از رو صورتش برداشت و میا دید که انیا داره گریه میکنه

انیا با گریه رفت بالا و گفت لطفا تنهام بزارید خواهش می کنم

میا : بانو قلبش شکسته

جیوز : آره... چون... ملاقات.... کساندرا_ساما....با...ارباب...دیدند

میا: چیییی؟ خیلی بد شد که

جیوز : آره

میا : ای کاش بمونه من و خدمتکار ها به بانو خیلی علاقه مند هستیم

جیوز : آره

موقعیت: فردا

ویو انیا

ساعت هفت یواشکی از قصر اومدم بیرون میخواستم برم پیش مادر ناتنیم و پدر ناتنیم در شونو زدم مادرم اومد درو باز کرد شوکه شد

مادر ناتنی انیا: اینجا چیکار میکنی دختره کثیف
انیا گفت: مادر حق با شما و بابا بود من رو کسی دوست نداره و نخواهد داشت مامان
مادر ناتنی انیا: اینو خیلی دیر متوجه شدی
انیا : خواهش می کنم فقط بزارید بمونم اگه من بمونم لباس هام پول های که دارم برای شماست
مادر ناتنی انیا کمی فکر کرد گفت: باشه مشکلی نیست
انیا اومد به خونه و الینا اون رو دید گفت : مامان این دختره ی*** رو راه دادی ؟
مادر ناتنی انیا در گوش الینا یچیزی گفت و الینا قبول کرد که انیا بمونه
الینا انیا رو حل داد و گفت برو به کارت برس و پولا تو هرچی داری بده و لباس هاتم بده
انیا هرچی داشت و داد و به کاراشمی رسید و آواز می خواند

الینا و مادر ناتنی انیا سیلی محکمی بهش زدند گفتند : اگه دوباره همون شاهزاده مزخرف بیاد دنبالت دیگه راه بهت نمیدم توی خونه
انیا : مادر من بهتون قول میدم که .... ایشون نمیان هیچ وقت

ویو توی قصر

-بانو بانو ... بانووووو کجاید؟

- ای وای بد شد اگه بانو پیدا نشه ارباب ما رو میکشه

-ای وای ارباب اومد خودتون و جمع و جور کنید

دامیان : صبح بخ- انیا کجاست؟

- ارباب بانو کمی سرما خوردن فقط همین

دامیان : میرم بهش سر میزنم

-نه ارباب لازم نیست

اما دامیان به حرف خدمتکارا اهمیت نمی داد در و باز کرد....شوکه شد

.....

❤💖

بچه الینا از هر پسری خوشش بیاد میره با اون الینا از جیوز طلاق گرفته
دیدگاه ها (۱۵)

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

عشقی حقیقی

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

پارت ۱۰ [ آزمازش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا دامیل من رسند خونه انی...

ادامه دکتر :خطر رفع شد ولی یه امشبو تو مراقبت هایه ویژه میگذ...

Anya x Damian پارت۶۳

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط