{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P21

P21
دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که
بگه که یه دفعه اشک تو چشمای انیا رو دید و با حالت نگرانی گفت
دامیان:وای انیا خوبی چرا داری گریه میکنی
دامیان از رو انیا بلند میشه و انیا رو میاره تو بغل خودش
دامیان:انیا ببخشید
انیا که چشماشو باز میکنه میگه
انیا:🥺😭ت..و..ک..ه..ک..ار..ی..ن..کر..دی.(با‌گریه)
دامیان:ولی....انیا..
انیا خیلی اوروم با دستانه لرزیده اشک هیش را پاک کرد و از بغل دامیان پاشود رفت از اتاق بیرون که اب بخوره
دامیان که تازه فهمیده بود چه قلتی کرده با خود گفت:ای دامیان خ‌ر اخه اون بیشتر از همه از این کارا میترسه و بعد تو همچین قلتی کردی ها ای خاک توسرم😤
ویو انیا
خیلی ترسیدم وقتی دامیانو اون شکلی دیدم ولی حتما داشت امتحانم میکرد اره اون هیچ وقط این کارو با من نمیکنه اره 😥😮‍💨😿
انیا که وارد اتاق شد دید دامیان رشو کرده اونور دراز کشید رو تخت و پتو رو پیچید دورش
دامیان:انیا.....چیز.....م..ن...ا..مز..رت..می..خوا..م
انیا با صدا لرزون:..ن..ه..م.م..مش..کل..ی.ن..یس..ت..😰😥
دامیان برگشت و تا خواست حرف بزنه
انیا:د..ا..دا...می...یان...م..میش..ه...که...بغل..م..کنی😿
و دامیان خیلی اروم انیا رو بغل کرد و خوابیدن
بایی تا بعد
دیدگاه ها (۴)

P22ممکنه این پارت یکم 🔞 باشه پس اگه نمی تونید بخونید رد کنید...

دامیان دستت کجا هستش اهیالن

ای دامیان با انیا چیکار داری

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

تو منو دوست داری؟پارت ادامه ۲۸ دامیان: چ..چ...چیی؟بکی: همش ب...

بکی:تابه حال پسری رو بوسیدی؟😘🍅🍅🍅:ای..ن🍅..چ..ه چه ..سو..ا..لی...

عشقی حقیقی

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

P28بعد از ورزش زنگ خونه خورد انیا تو راه خوابگاه بود که در ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط