{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر دوستت_دارم که

آنقدر دوستت_دارم که
یادم نمی آید از کجا شروع شد!
داستان ما نه شروع دارد و نه پایان !
تو یکهو پایت را
همان جایی گذاشتی که باید میگذاشتی!!
دیگر هم از من نپرس تا کی دوستم داری؟!
مگر میشود جلوی راه اقیانوس ها را بست!!
مگر میشود جلوی خورشید
چیزی قرار داد که دیگر نتابد!!!
برای دوست داشتن های من
هیچ پایانی وجود ندارد!
اگر تو نباشی و حتی اگر تو نخواهی!
این نویسنده داستان خودش را مینویسد!!
دیدگاه ها (۳)

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

007-پنهان در مه - پارت ۹۸

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ (Last Part)صبح روز بعد، نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط