مردی را چشم درد عارض شد
مردی را چشم درد عارض شد
برای درمان پیش دامپزشک رفت، ودامپزشک
از آنچه در چشم چها پایان میکرد بردیده او کشید
واو کور شد، قضاوت را پیش قاضی بردند
قاضی گفت برو که تورا هیچ تاوان نیست
تو اگرخر نبودی پیش دامپزشک نمی رفتی*
برای درمان پیش دامپزشک رفت، ودامپزشک
از آنچه در چشم چها پایان میکرد بردیده او کشید
واو کور شد، قضاوت را پیش قاضی بردند
قاضی گفت برو که تورا هیچ تاوان نیست
تو اگرخر نبودی پیش دامپزشک نمی رفتی*
- ۶۸۲
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط