{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آینه بازم غریبی کرده است

آینه بازم غریبی کرده است
در جوانی یاد پیری کرده است
از برای دیدن آغوش یار
بی بهانه، سخت گیری کرده است



شعر از خودم (م.ی)
برگ های دیگر این دفتر شعر مرا هم سر بزن...




https://telegram.me/youplus



#عکس_نوشته #شعر #عاشقانه #دفتر_شعر #م_ی #هنر #تصویر #پس_زمینه #احساس
دیدگاه ها (۳)

سناریو مایکی{ جنگل چشمات }پارت چهارمبشقاب به زور به هپن رسون...

فیک کوک پارت ¹⁵ که در همان لحظه در اتاق کوک باز شد و چهره ی ...

جدایی

گریزان از آشنایان غریــــــــــب . . . . . . . . . چشم انتظا...

ایستاده ام... بر سر این چهارراه... همه ره گذر گذر می کنن...

کلام . سکوت ...... فریاد .. آه .... اشک ..... هیــــــ...

من... زندگی را یک عصر پاییزی در خیابانی رهـــا کردم ... د...

پیرو پست: http://www.wisgoon.com/pin/14234308 با تشکر از ش...

سکوتم را نه بشنیدند، جوابم را نفهمیدند ... بسان قاب و گلدان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط