حکایت

روزی شیطان به فکر سفر افتاد،با خود عهد کرد تا زمانی که انسانی نیاید که بتواند او را به حیرت وا دارد،از سفر بر نگردد.
دیدگاه ها (۰)

داستان ویدیو :مو صورتیه اگنس و اون یکی هم اسمش مونا هست و خب...

#حکایت_قدیمی حکایت زیبای قناعت و روزی حلالمردی ساده و زحمتکش...

فیک تهیونگ

ما در زمانی هستیم که هفت ماه است خوفِ قتل امام‌المسلمین وجود...

🌾 ضرب‌المثل: آسیاب به نوبتمعنی: هر کاری زمان و نوبت خودش را ...

the end-part 2

سلیمان منصور نقاش فلسطینی

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

ادامه پارت ۱۹صبح روز بعد.ات وارد شرکت شد.اما چیزی عجیب بود.ج...

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط