{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴


ویو ات

رسیدیم بار خیلی مرد ها بودن مست کرده بودن من یکم ترسیده بودم با اینکه بار اولم نبود ولی فکر کردم شاید کوک عصبی بشه


ویو کوک

رفتیم نشستیم اونجا تهیونگ رو هم دیدم میخواستم باهاش راجب به اینکه چطور از رز خواستگاری کرد رو بپرسم(رز زن تهیونگ هست یادم رفت توی معرفی بنویسم)

تهیونگ :
خب ببین
گزینه اول اینه بری قسمت آخر دونده دوست داشتنی رو ببینی که من از اون یاد گرفتم گزینه ۲ اینه فردا صبح سریع با یه تکنیک بترسونیش از خواب که بیدار شد پایین تخت با یه تیپ شیک و قشنگ بادکنک و... خواستگاری کنی گزینه آخر یه کافه اجاره کنی همه رو دعوت کنی و خواستگاری کنی

کوک:روی گزیه یک و آخر فکر میکنم ولی آخر رو بیشتر دوست داشتم


ویو ات

دیدم کوک رفته یه جا دیگه داره با تهیونگ حرف میزنه بعد من یه دختری رو دیده بودم که خیلی نگاه بدی روی من داشت که یهو رفت و دست گذاشت روی شونه ی کوک


لیا:کوک جونم میای باهم یکم نوشیدنی بخوریم


کوک:حرف دهنتو بفهم این حرف ها چیه میزنی


بیا خوب ما از دبیرستان دوستیم دیگه


نویسنده:قیافه همون لحظه تهیونگ😳


ویو ات

یه مرده داشت بهم نزدیک میشد خیلی مست بود یهو نشست رو میز و سعی کرد که دستش رو از روی رون هام ببره زیر لباس دستش روی رونم بود که همش میگفتم ولم کن که کوک اومد

کوک:ای... ...جرعت داری یکبار دیگه بهش دست بزن(کتکش زد)


لیا:کوک اون دختره کیه که بهش کمک میکنی


ات:یاا تو کی باشی که اینو کوک صدا میزنی فقط آقای جئون


کوک:تهیونگ آیا الان کی از کی محافظت میکنه ماشالا از یه مرد قوی تره

تهیونگ:والا رز نمیتونه در شیشه باز کنه من نمیدونم بای


ته رفت


کوک :هی هی دخترا


خب خانم کیم ات🤬.. تو دیگه به من دست هم نمیدی در ضمن ایشون دوست دختر من
هست پس زر زیادی نزن


ات :کوک یه لحظه خفه شو(بی شعور به بچم نگو خفه شو)ببین لیا یا هرچی که هستی این ددی عه منه پس عن تو هم نیست شیر فهم شد؟

ویو کوک

ماشالا شیر زنی هست نیازی به وارد عمل شدن من نیست


رفتن تو ماشین


کوک:چطوری انقدر راحت حرف زدی

ات:اینا همه عاقبت سریال جنایی و عاشقانه دیدنه


رسیدیم


ویو کوک
دیدم ات خوابش برده بغلش کردم و گذاشتمش رو تخت خودم رفتم اتاق کار که برای فردا برنامه ریزی کنم


ویو ات

بیدار شدم دیدم ساعت ۱ شب شده رفتم لباسم رو عوض کردم و خوابیدم


صبح..

بای پست بعدی لباس خواب ات د رستورانی که برای خواستگاری تو پارت بعد رزرو میکنه رو میزارم🌈🌈
دیدگاه ها (۳)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

#برادر ناتنی من

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط