فکری به حال ماهی در التهاب کن

فکری به حال ماهی در التهاب کن
بابا برای تشنگی من شتاب کن

دردی عمیق در رگ من تیر می کشد
من را برای ذبح عظیم انتخاب کن

هل من معین توست که لبیک می دهم
اَمَّن یجیب های مرا مستجاب کن

من روی دست های تو قد می کشم، پدر
از این به بعد روی نبردم حساب کن

داغ جوان چه زود تو را پیر کرده است !
با خون من محاسن خود را خضاب کن

گهواره هم که تاب ندارد بدون من
فکری به حال خاطره های رباب کن

وقتش رسیده نیزه ی خود را علم کنند
هفتاد و دومین غزلت را کتاب کن
دیدگاه ها (۴)

زیبای کوچک فریبکار

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

ابلیس

در کارگاه تیر سه شعبه ، بهم رسیدلبخندهای حرمله با ناله های م...

روز هفتم محرم در کربلا آب بسته شد!!!!!!!!!!!! رباب خسته شد!!...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است دیگر بخواب نیمه ای از شب ...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته استدیگر بخواب نیمه ای از شب گ...

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته استدیگر بخواب نیمه ای از شب گ...

همین ساعتهاست که حضرت زینب سلام الله علیه خطاب به حضرت رباب ...

تنها تو می‌­فهمی غمِ غربت چشیدن راوادی به وادی بر زمین، دامن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط