{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه‌ای بر تار مویش شاعری کردم ولی

لحظه‌ای بر تار مویش شاعری کردم ولی

برف و بوران از غضب بارید و زلفش را شکست

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

آرامش چشمان تو را مهتاب ندارداین صید گرفتار به زندان دو ابرو...

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

گفت عاشق می‌شوم, رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز جا...

هرکسی در آسمان با یک ستاره دلخوش استعیب من این بود شاید، ماه...

بهار بدون تو

تصور کن

نماد مرگ پارت شیشم

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۱۲●•_شرلوک هلمز_سرم رو یه کم ت...

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۵ | «کریسمسی که قولِ ...

I'm not jealous part 56دستمو پشت گردنش گذاشتم و عمیق و محکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط