تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من

تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب ودانه می‌دهم به‌خوش‌خیالِ باورم

تومثل ماهِ برکه‌ای ومن غریق مست شب
دوباره تو دوباره من شناوری شناورم ..

#حسین_منزوی

🌱✴️
دیدگاه ها (۰)

یک صوتِ مُبهمم که الفبا نمی‌شومیک واژه ی عجیب که معنا نمی‌شو...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.32 (روایت از زبان ا.ت...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط