{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دریا می‌زنم ، شاید به سوی ساحلی دیگر ..!

به دریا می‌زنم ، شاید به سوی ساحلی دیگر ..!
مگر آسان نماید مشکلم را ، مشکلی دیگر ..!
من از روزی که دل بستم به چشمان تو می‌دیدم ...
که چشمان تو می‌افتند بدنبال دلی دیگر ..!
به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز می‌دانم ..!
به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر ..!
من از آغاز در خاکم ، نمی از عشق می‌بینم ...
مرا می‌ساختند ای کاش ، از آب و هم گلی دیگر ..!
#طوافم لحظه ی دیدار چشمان تو باطل شد ..!
من اما همچنان در فکر دور #باطلی دیگر ...
به دنبال کسی جا مانده از پرواز می‌گردم ...
مگر بیدار سازد غافلی را ، غافلی دیگر ..!

،
،
،
#طوافم لحظه ی دیدار چشمان تو باطل شد ..!
من اما همچنان در فکر دور #باطلی دیگر ...
به دنبال کسی جا مانده از پرواز می‌گردم ...
مگر بیدار سازد غافلی را ، غافلی دیگر ..!

دیدگاه ها (۱)

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط