بچه هه تا پس فردا باید کاملش کنم تا لایکا و کامنتاش به با
بچه هه تا پس فردا باید کاملش کنم تا لایکا و کامنتاش به بالای ۱۰ نرسه خبری از فیک ورزش نیس چون من تند میزارم اگ حمایت نکنین فیک قبلی اپ نمیشه پ حمایت لطفا:)))
رفتم بالا ک دیدم بابام دوکبوکی درست کرده بوش داشت دیوونم میکرد و رفتم پریدم بغلش و بوسش کردم
علامت بابا =)
=دختر قشنگم اومد
_اینا و..ا..اس منه
=هومم
_عاشقتم
_برو لباستو عوض کن و سریع بیا باید مفصل برام تعریف کنی
سریع با خوشحالی رفتم بالا و آماده لباسمو عوض کردم و نگاه به اینه کردمو لبخندم دیدم وقتی مامان رفت افسرده شدم ول بابام جاشو پر کرد نزاشت هیچوقت ناراحت باشم وقتی پیششم
لبخند زدم چون اون لبخند بخاطر بابا بود سریع رفتم پایین و شروع کردم به خوردن
=خوب؟!...
_خو..ب اولش
همشو تعریف کردم غیر از آخرش
=اومم پس دوماد آیندمو پیدا کردی یروز بیارش خونه
_یا آپا اون فقط دوس..تمه
=اینطوری ک تو گفتی بنظرم خیلی خوبه خوش قیافس
_اوم..م
( خوب بچه ها یون درواقع جیمینه فقط اسمشو الکی گفت )
=خوبه یروز بیارش
_اپاااااا
=خیلی خب باشه بخور
لبخند زدم و خوردم
شب رفتم تو اتاقم و یه دوش ۳۰ مینی گرفتم و لباس خوابمو پوشیدم و خودمو پرت کردم رو تخت
و دیدم یکی بهم پیام داد ک اسمش پارک جیمین بود
صفحه چت :
:سلام خوبی ا.ت
_شما؟!
:اومم خوب دوستتم
:متاسفم من دوستی ندارم الانم بلاکت میکنم عنتر
:نکن ا.ت یونم
_یون؟!
×آره
_خوب مگه اسمت یون نیست
×خوب نه..
_چی؟!
×نمیدونستم قراره دوست شیم من دوست داشتم اسمم یون باشه واس همین بهت دروغ گفتم ببخشید( داداش پارک جیمین این اسم پر از جذابیتههه )
_ مشکلی نیس شمارمو از کجا آوردی
×از گروه برو خودتو معرفی کن شمارت هست تا بدونن کی ای
_از کجا فهمیدی پیویه منه
×خوب همرو گشتم یکی از پستات عکس چشمت بود
_عااا اون اوکی بای
× هومم بای
اوفف
رفتم تو گروه :
_سلام ا.تم این شمارمه
مین سو : اوکی ممنون
گوشیو گذاشتم بغلم و و به سقف زول زدم و کمکم چشام سنگین شد ...
بلند شدم ..و رفتم سرویس کارامو کردم و آماده شدم باز ب بابا بوس دادم و خداحافظی کردم یونو دیدم عیشش منظورم جیمین بود
_سلام یو..جیمین
×اوه سلامممم
_کوفت کر شدم
خوب بریم بعد از چند مین رفتیم داخل اتوبوس
تو راه اصلا باهاش حرف نزدم چون سرش تو گوشیش بود..
_سلام اجوشی
علامت اجوشی<
>سلام دختر قشنگم خوبی
_ممنون اجوشی
×سلام
>دوست پسرته ؟!
_اجوشیییی
>شوخی ( خنده )کردم خوشحالم دوست پیدا کردی
_کامسامنیدا
نشستم
×عموت بود ؟!
_نه دوست بابام از بچگی میشناستم
×هااا
بعد از چند مین رسیدم
داشتم سمت در میرفتم ک دیدم رو میزم کلی نقاشی کردن
اهمیتی ندادم نشستم
×کار کیه ؟!
_ به درک ولش کن
داشتم اهنگ گوش میدادم
ک یکی ایرپادو از تو گوشم در آورد و شروع کرد به دویدن بلند شدم دنبالش برم ک یه ظرف آب یخ رو بدنم خالی شد.
رفتم بالا ک دیدم بابام دوکبوکی درست کرده بوش داشت دیوونم میکرد و رفتم پریدم بغلش و بوسش کردم
علامت بابا =)
=دختر قشنگم اومد
_اینا و..ا..اس منه
=هومم
_عاشقتم
_برو لباستو عوض کن و سریع بیا باید مفصل برام تعریف کنی
سریع با خوشحالی رفتم بالا و آماده لباسمو عوض کردم و نگاه به اینه کردمو لبخندم دیدم وقتی مامان رفت افسرده شدم ول بابام جاشو پر کرد نزاشت هیچوقت ناراحت باشم وقتی پیششم
لبخند زدم چون اون لبخند بخاطر بابا بود سریع رفتم پایین و شروع کردم به خوردن
=خوب؟!...
_خو..ب اولش
همشو تعریف کردم غیر از آخرش
=اومم پس دوماد آیندمو پیدا کردی یروز بیارش خونه
_یا آپا اون فقط دوس..تمه
=اینطوری ک تو گفتی بنظرم خیلی خوبه خوش قیافس
_اوم..م
( خوب بچه ها یون درواقع جیمینه فقط اسمشو الکی گفت )
=خوبه یروز بیارش
_اپاااااا
=خیلی خب باشه بخور
لبخند زدم و خوردم
شب رفتم تو اتاقم و یه دوش ۳۰ مینی گرفتم و لباس خوابمو پوشیدم و خودمو پرت کردم رو تخت
و دیدم یکی بهم پیام داد ک اسمش پارک جیمین بود
صفحه چت :
:سلام خوبی ا.ت
_شما؟!
:اومم خوب دوستتم
:متاسفم من دوستی ندارم الانم بلاکت میکنم عنتر
:نکن ا.ت یونم
_یون؟!
×آره
_خوب مگه اسمت یون نیست
×خوب نه..
_چی؟!
×نمیدونستم قراره دوست شیم من دوست داشتم اسمم یون باشه واس همین بهت دروغ گفتم ببخشید( داداش پارک جیمین این اسم پر از جذابیتههه )
_ مشکلی نیس شمارمو از کجا آوردی
×از گروه برو خودتو معرفی کن شمارت هست تا بدونن کی ای
_از کجا فهمیدی پیویه منه
×خوب همرو گشتم یکی از پستات عکس چشمت بود
_عااا اون اوکی بای
× هومم بای
اوفف
رفتم تو گروه :
_سلام ا.تم این شمارمه
مین سو : اوکی ممنون
گوشیو گذاشتم بغلم و و به سقف زول زدم و کمکم چشام سنگین شد ...
بلند شدم ..و رفتم سرویس کارامو کردم و آماده شدم باز ب بابا بوس دادم و خداحافظی کردم یونو دیدم عیشش منظورم جیمین بود
_سلام یو..جیمین
×اوه سلامممم
_کوفت کر شدم
خوب بریم بعد از چند مین رفتیم داخل اتوبوس
تو راه اصلا باهاش حرف نزدم چون سرش تو گوشیش بود..
_سلام اجوشی
علامت اجوشی<
>سلام دختر قشنگم خوبی
_ممنون اجوشی
×سلام
>دوست پسرته ؟!
_اجوشیییی
>شوخی ( خنده )کردم خوشحالم دوست پیدا کردی
_کامسامنیدا
نشستم
×عموت بود ؟!
_نه دوست بابام از بچگی میشناستم
×هااا
بعد از چند مین رسیدم
داشتم سمت در میرفتم ک دیدم رو میزم کلی نقاشی کردن
اهمیتی ندادم نشستم
×کار کیه ؟!
_ به درک ولش کن
داشتم اهنگ گوش میدادم
ک یکی ایرپادو از تو گوشم در آورد و شروع کرد به دویدن بلند شدم دنبالش برم ک یه ظرف آب یخ رو بدنم خالی شد.
- ۵.۳k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط