بعضی آدما یه تیکه ذغالِ نیم سوخته به اسمِ خاطره توی سینه‌

بعضی آدما یه تیکه ذغالِ نیم سوخته به اسمِ خاطره توی سینه‌شون دارن که با کتاب خوندن ، فیلم دیدن و حتی با شباهت اسم کوچیکِ اون آدمِ خاص ، یهو گُر میگیرن !

نویسنده :؟ 🍎
قبلنا گاهی کمی حرص میخوردم از این " گُر گرفتگی " گاه به گاه ! ... الان اما ترجیح میدم توی " حال خوش" ی که اون خاطره به من میده ، بمونم تا چیزایی مث " نداشتنش "شون.

مثلا اسم " ییلاق " منو میبره به هزار خاطره که یکیش نداشتن " پدربزرگا و مادربزرگاس"! حالا اما دوس دارم برم توی اون حال و هوای ناب نوجوانیاش و مزه ی دهان ذهن و دلمو شیرین کنم .
حلاجیان 🍎

#پست_جدید #خاصترین
دیدگاه ها (۳)

و حالا، بعد از تمام سناری‌هایی که نوشتم، نوبت اینه که پایان ...

Lost leaves/رمان جیمین

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻من...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

قسمت صد و سیزدهم: قبیله مغول حس فرزند بزرگ بودن ... و حمایت ...

his favorite strawberry

پس با چشمای گریون و اشکی که توی قطره قطره اش هزارتا غم بودن ...

سلام آقایون و خانوما خوبید؟؟بعد از چن مدت دوباره اومدم سرتون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط