{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه ای به او

اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟

اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه.
کوسه میگه اما یه شرط دارم.
اختاپوس میگه: چی؟

کوسه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و
میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

کوسه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
اونها خیلی با هم شاد بودن ، با سرعت شنا میکردن و خاطره میساختن با هم.
به هر دوشون خیلی خوش میگذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود.
اما هر وقت که کوسه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو میکرد.

تا اینکه یک شب،
دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و کوسه بهش گفت من گرسنه ام.

اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . .
کوسه گفت حالا همه ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
بعد از اینکه کوسه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد.
خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود.
کوسه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.


ما هم بعضی وقتا تو رابطه هامون همین کارو میکنیم.
یعنی اختاپوس میشویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره.
فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم.
دیدگاه ها (۸)

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

اون تنها بود...بعضی اوقات از ترس اینکه آسیب ببینه با کسی حرف...

ترجمه صحبت پایانی تهیونگ🐻 تورنتو، خب امروز چطور بود؟ خوشتون ...

سلام..خوبین؟؟...خب میخواستم درباره ابجیم حرف بزنمابجی نازم ه...

داستان پشت این آهنگ از اونجا شروع شده که خواننده ی این آهنگ ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 19جونگکوک پوزخند سرد...

ویدئو رو دارینننننن!!!!چه لبایی بخورمتتتت( واکنش لینو = 😑😑😑چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط