𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘
𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘
سایـہ و وسوسـہ
𝐏𝐚𝐫𝐭 19
جونگکوک پوزخند سردی زد و به اون دونفر خیره شد
+ بهتره زودتر نشون بدی چیکارا میتونی باهاش کنی...
فلبکس: جونگکوک ...
نظرت چیه..؟
+بيا قبلش یکم مست شیم بنظرم بیشتر لذت میده
فلیکس: موافقم
.. دست دختر رو گرفت که سمت صندلی رفت و روش نشست
... لیوانه کامل رو سر کشید
... لیویا خوشحال از اینکه نوشیده خودش هم قلب کمی ازش خورد
... جونگکوک با لیوانش بازی میکرد و انگشتاش رو دوش میپیچید
فلیکس: جونگکوک؟ نمیزنی؟
+قبلش یچیز بهتر زدم ... ولی بدم نمیاد بخورم
.. ليوان رو بالا برد و قلپ فیکی بهش زد
خوشحال بود که فلیکس از اون نوشیدنی میخوره و کار رو براش .. راحتتر میکنه
نگاهش رو به لیویا داد و تو دلش گفت : حتی کلیشه هم یه زمانی .. حقیقت میشه
نیم ساعتی گذشته بود و حالا فلیکس کاملا مست بود و لیویا هم مجبور به تظاهر اینکه مسته
جونگکوک از پشت کامل به لیویا چسبید و دستهاشو دور کمرش
.. حلقه کرد و خواست به فلیکس نشون بده که وقتشه
[ اندکی اسمات داره که توی کامنتاس ]
سایـہ و وسوسـہ
𝐏𝐚𝐫𝐭 19
جونگکوک پوزخند سردی زد و به اون دونفر خیره شد
+ بهتره زودتر نشون بدی چیکارا میتونی باهاش کنی...
فلبکس: جونگکوک ...
نظرت چیه..؟
+بيا قبلش یکم مست شیم بنظرم بیشتر لذت میده
فلیکس: موافقم
.. دست دختر رو گرفت که سمت صندلی رفت و روش نشست
... لیوانه کامل رو سر کشید
... لیویا خوشحال از اینکه نوشیده خودش هم قلب کمی ازش خورد
... جونگکوک با لیوانش بازی میکرد و انگشتاش رو دوش میپیچید
فلیکس: جونگکوک؟ نمیزنی؟
+قبلش یچیز بهتر زدم ... ولی بدم نمیاد بخورم
.. ليوان رو بالا برد و قلپ فیکی بهش زد
خوشحال بود که فلیکس از اون نوشیدنی میخوره و کار رو براش .. راحتتر میکنه
نگاهش رو به لیویا داد و تو دلش گفت : حتی کلیشه هم یه زمانی .. حقیقت میشه
نیم ساعتی گذشته بود و حالا فلیکس کاملا مست بود و لیویا هم مجبور به تظاهر اینکه مسته
جونگکوک از پشت کامل به لیویا چسبید و دستهاشو دور کمرش
.. حلقه کرد و خواست به فلیکس نشون بده که وقتشه
[ اندکی اسمات داره که توی کامنتاس ]
- ۱۱.۸k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط