رمان ازدواج با اقا دزده

پارت : ۴۷
_باریکلا پسر به نکته ی خوبی اشاره کردی.. همین امروز میرم
کوتاه میکنم
_میخوای من برات کوتاه کنم؟
با تعجب نگاش کردم و گفتم
_جدی میگی؟.. این کارو میکنی؟
_آره.. تو که با کوتاه کردن موهات انقدر خوشحال میشی چرا
نکنم؟
با خوشحالی رفتم نزدیکش و آرنجامو گذاشتم روی میز و
دستامو زدم زیر چونه م و گفتم
_اصلا بلدی؟
_کاری نداره.. آره
_پس همین الان بریم بزنیم
نوک انگشتشو زد به پیشونیم و گفت
_اول غذاتو درست کن بعد
با شوق بقیه ی جعفری ها رو ریز کردم و به آهیر گفتم که بره
خامه و قارچ بخره..
تنبل خان نرفت و زنگ زد از سوپرمارکت سر کوچه آوردن.. گوشت پخته شده رو یکم تو روغن تفت دادم و با سیب زمینی
ها و پیاز و سیر و فلفل سیاه قاطی کردم و سس سفید پر
خامه و بعدش جعفری رو ریختم روش..
بو و ظاهرش که عالی بود و میدونستم که طعمش هم
محشره..
یکی از غذاهای مورد علاقه و خاصم بود و خواسته بودم برای
آهیر درستش کنم..
مثل گاو افتاد روی بشقابش و طوری با لذت خورد که با
تعجب فقط نگاش کردم و خندیدم..
_خیییلی خوشمزه بود پسر.. تو که از این کارا بلد بودی چرا
اینهمه مدت غذای رستوران ریختی تو معده ی ما نامرد؟
معلوم بود که خیلی خوشش اومده و باورش نمیشد که من
بتونم همچین غذایی بپزم..
_دیگه پررو نشو.. این اولین و آخرین باری بود که برات
آشپزی کردم
_باشه.. یه مو از تن خرس کندن هم غنیمته.. از تو همین یه بارم زیادیه
_خوشم میاد که میفهمی خودت.. پاشو بریم موهامو کوتاه کن
صندلی رو برداشت و گذاشت وسط هال و گفت
_بشین اینجا تا قیچی بیارم
رفت با یه قیچی و یه کیسه زباله ی صورتی که با قیچی بریده
بود برگشت و کیسه زباله رو انداخت روی شونه هام تا موهام
نچسبه به لباسم..
_کیسه زباله آخه؟.. بابا یه چیز دیگه میاوردی
سرمو فشار داد پایین و گفت
_انقدر حرف نزن بچه
موهامو شونه کرد و ریخت دورم و دقیق نگام کرد و گفت
_موهات بلنده، حیف نیست؟.. پشیمون نشی بعدا
_پشیمون چیه؟.. من سالهاست رویای موی پسرونه دارم ..بزن
_باشه میزنم اما یادت باشه هر گوهی که خواستی بخوری،
بخور، ولی بعدش پشیمون نشو و به یاد بیار که خیلی دلت
میخواست اون کارو بکنی و حتما اونموقع
برات خیلی ارزش داشته.. خب؟
_ها.. خب.. پشیمون نمیشم
قیچی رو گذاشت رو موهام و همه شو از بیخ کند
دیدگاه ها (۵)

پارت ۹

چند پارتی (درخواستی)

بریم ؟؟لتس گو رمان :«عموی ناتنی من»(تابع قوانین ویسگون)Part:...

بریم برای پارت گذاری بیب ها؟🧸بزن بریم هوراااااویو«ا/ت»با صدا...

عاخ حاجی منم از ایناح ــایده از این خواهر👇https://wisgoon.co...

دو تا دست اومد روی چشمامبا صدایی که معلوم بود تغییر کرده گفت...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "48""ویو پارک آنجلینا"چند ...

P³⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

Do I love him, or do I hate him?💜 P²⁸ 💜ویو جونگکوکجونگو: تا ...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط