بلاخره.. تمام شهامتم رو جمع کردم ؛ از فردا شب درمان شروع

بلاخره.. تمام شهامتم رو جمع کردم ؛ از فردا شب درمان شروع میشه. فک کنم دیگه الان میتونم باهاش رو به رو بشم ، هرچند سخت.
گفتن تا قبل از شروع دوره.. باید از افکار نگران کننده ، دعوا و خشونت ، روابط افراطی ، و هیجان و غم زیاد خودداری کنم.
مثل اینکه باید از همه ی دوستای صمیمیم ی مدتی فاصله بگیرم تا ذهنم درگیر چیزی نشه..
امیدوارم اینبار کاملا بتونم از بینش ببرم ::))
دیدگاه ها (۱۹)

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ★‌𝓣...

Custom bride part : 11

پارت جدید..میگذرد..

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

Enemys Embrsce [ part ۲۸ ]

رمان رفتار سرد

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط