از پشت پرچین شب دوباره دیدمت سایه همیشگی من!
از پشت پرچین شب دوباره دیدمت سایه همیشگی من!
مثل همیشه ساکت و بی صدا پاورچین پاورچین به دیدار این شاعر دل خسته آمده بودی
می نگریستی تنهایی ام را و من در امتداد کاغذ سفید سایه بودنت را نقاشی می کردم ...
رویای دور از دسترس من
سایه ات امشب به دیدارم آمده بود !
با تنهایی همیشه ام خلوت کرده بود!
با توام بانوی خواب هایم
از کدام طلوع سپیده رسیدی که چشمان این شاعر خواب ندیده ،آمدنت را نفهمید ...
چرا همیشه دیر میرسم !!
چرا همیشه سایه ات نصیبم می شود .
سایه ای که آرام میگذرد و پشت آن بغض گلویم تاب ماندن نمی آورد...
کاش می امدی دفتر خیس دلتنگیم را می گشودی ،
سطر آخرش مانده هنوز،
تاب نوشتن نداشتم...
بیا و پر کن سطرسطر زندگے ام را از واژه آمدنت .
بیا تا واژه هایم به نبودنت عادت نکرده اند بیا
به انتظارم هنوزم شعرم برای توست ...
مثل همیشه ساکت و بی صدا پاورچین پاورچین به دیدار این شاعر دل خسته آمده بودی
می نگریستی تنهایی ام را و من در امتداد کاغذ سفید سایه بودنت را نقاشی می کردم ...
رویای دور از دسترس من
سایه ات امشب به دیدارم آمده بود !
با تنهایی همیشه ام خلوت کرده بود!
با توام بانوی خواب هایم
از کدام طلوع سپیده رسیدی که چشمان این شاعر خواب ندیده ،آمدنت را نفهمید ...
چرا همیشه دیر میرسم !!
چرا همیشه سایه ات نصیبم می شود .
سایه ای که آرام میگذرد و پشت آن بغض گلویم تاب ماندن نمی آورد...
کاش می امدی دفتر خیس دلتنگیم را می گشودی ،
سطر آخرش مانده هنوز،
تاب نوشتن نداشتم...
بیا و پر کن سطرسطر زندگے ام را از واژه آمدنت .
بیا تا واژه هایم به نبودنت عادت نکرده اند بیا
به انتظارم هنوزم شعرم برای توست ...
- ۲.۷k
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط