برو

برو
ولی نگو مرا نمی شناسی،
سایه واژه هایم
همیشه بر سر اندوهِ توست
وقتی هنوز
نیمه های شب
از خواب می پری و نمی دانی
گنجشکی که روزی عاشقت بود
چرا در سینه ات،
بال بال می زند

#نیلوفر_لاری_پور
دیدگاه ها (۱)

بگذارید بروند همان هایی که ماندنشان بسته به موییست همان های...

خفته ای خوش چو بخت من همه شبتو چه دانی ز رنج بیداری ...؟!#مج...

من فراری‌ام...آری!من فراری‌ام از بند این دنیایی که ساختند!دن...

آدم وقتی میگوید حالم خوب نیست.. مثل این می ماند که در صد فصل...

{یا هادی ع..}

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

فاصله ای برای زنده ماندن جیمین روی زانوهایش جلوی من ماند، مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط