خواستَم ناز کنم ، دست‌کِشی تا بہ‌سَرَم

خواستَم ناز کنم ، دست‌کِشی تا بہ‌سَرَم
دیدم این مويِ چنین سوختہ‌نازی دارد ؟💔

با ذره‌ی ِ تربتی زِ غبارهای چادرت . .(:🖤
از گوشه‌ی خرابه مرا کربلا بده (:
#بی‌ِبی‌ِسه‌ساله

با اینکه دو دست کوچکش را بستند💔!
دستش به کَرَم ازهمه کَس باز تر است :)
#بی‌ِبی‌ِسه‌ساله

گر دخترڪۍ
پیش‌ِ پدر ناز ڪند (((:
گره‌‌ے ڪربُ‌وبلاے همہ‌
را باز ڪند...
#محرم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

contact 🍷#contract𝑃𝑇13ویو هویج:بعضی آدما وقتی وارد زندگی‌ات ...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیستم: خیانت از نزدیک‌ترین فاصلهصدای...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

#بی‌ِبی‌ِسه‌_ساله🥀🖤🥀گر دخترڪۍ پیش‌ِ پدر ناز ڪند (((:گره‌‌ے ڪ...

ذره تربتی ز غبارهای چادرتاز گوشه‌یِ خرابه مرا کربلا بده ..زه...

با ذره تربتی ز غبارهای چادرتاز گوشه ی خرابه مرا کربلا بده . ...

- با اینکه دو دست کوچکش را بستند💔!- دستش به کَرَم ازهمه کَس ...

رُقیه‌ در‌گوشه‌ای‌ از‌خرابه‌ایآرام‌ میگوید؛ پدرم‌ می‌آید!رقی...

با دست کوچکش گره ها باز میکند طفل سه ساله ایست که اعجاز میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط