انشایم که تمام شد

انشایم که تمام شد
معلم با خط کش چوبی اش زد پشتِ دستم
و گفت جمله هایت زیباست ...
گفتم اجازه آقا ...
پس چرا میزنید؟؟؟
نگاهم کرد ...
پوزخندِ تلخی زدو گفت:
میزنم تا همیشه یادت بماند
خوب نوشتن و زیبا فکر کردن در این دنیا
تـــاوان دارد!



عکاس : خودم
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۸

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

جهانی میان بیداری و خواب

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

**پارت ۱۴**ده دقیقه بعد، با چشم‌هایی که از شدت خشم و غرورِ ج...

رمان اسیر خان پارت سوم ۳

𐙚 پارت ⁴ | ویو نامرامعلم عینکش رو کمی بالاتر داد و به سمت تخ...

پارت ۱۸

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط