{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامان من کیه؟

مامان من کیه؟
پارت:۵
*1 ساعت بعد*
یوری:بهتره من برم..
سولی:باشه..بزار راننده رو خبر کنم..
یوری:چرا؟
سولی:برسونتت..
یوری:نمیخواد..
سولی:همین که گفتم
*ببعی:یوری سوار ماشین میشه،اقای لی تا ی جایی رو درست میره،اما بعد میپیچه،بعد چند دقیقه یوری میفهمه از دارن از شهر خارج میشن*
یوری:من و کجا میبرید؟
٪:خفه شو..
یوری:ماشین و نگه دار..
٪:*هیچی نمیگه*
یوری:گفتم ماشین رو نگه دار*داد*
٪:منم گفتم خفه شو*فریاد*
یوری:*ساکت میشینه*
٪:*ی چاقو در میاره که اگر چیزی شد بهش بزنه*
یوری:*هنوز ساکته،بزور نفس میکشه*
ویو جین
جین:هوف..چرا یوری نیومد..
هوسوک:بهش زنگ بزن..
جین:*موبایلش رو برمیداره بهش زنگ میزنه*
ویو یوری
یوری:موبایلش زنگ میخوره*
٪:*ماشین رو میزنه کنار*کیه؟*عصبی*
یوری:داداشمه*ترس*
٪:جواب میدی..میگی هنوز خونه دوستتی..
یوری:چـ...چشم*ترس،جواب میده*
جین:هوی معلومه کجایی
یوری:من..من هنوز خونه سولیم..
جین:کی میای؟
٪:بگو شب شاید بمونی*اروم*
یوری:شاید شب اینجا بمونم..
جین:باشه..بای
یوری:بای*تلفن رو قطع میکنه*
٪:حالا گوشیت رو بده به من
یوری:*گوشی رو میده بهش*
٪:افرین..
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

پارت چهار سونیا: میدونستی نامجون مافیا هست( پوز خند)یوری: چ....

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

رمان سوم پارت سینزدهم * هر کس هنتای فئو نیکو رو میخواد بیاد ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

پارت 3

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

سرنوشت پارت(۱۱)

وقتی داداشت ناتنیت بود پارت سومویو تهیونگ رفتیم بار که معامل...

فیک قلدر مدرسه(part 12)ویو یوری با اون حرف رایان من خیلی معذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط