{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی داداشت ناتنیت بود

وقتی داداشت ناتنیت بود
پارت سوم

ویو تهیونگ
رفتیم بار که معامله رو انجام دادیم ساعت ۱۰ بود داشتیم میرفتیم که دو نفر دعوا. شون شد دختره مست بود که یدفه مرده هولش داد که دختره افتاد رفتم جلو به مرده یه مشت زدم و برگشتم پیش دختره انگار پاش پیچ خورده براید بغلش کردم ولی نمیدونستم چرا دارم اینکارو میکنم بردم تو ماشین که دوستشم اومد جیمین که مارو دیدگ فت
÷این کیه
-نمیدونم داشت دعوا میکرد که پاش پیچ خورد منم اوردمش
÷چرا اوردیش
- چون مست بودن حالا اینارو ولش ... اها اسم تو چیه (روبه یونا)
#من یونام چرا دوستمو اوردی اینجا(مست)
- چون پاش پیچ خورد و نتونست بره تو ام که مستی
#مرسی (مست)
رفتم پو گوشیه دختره رمز نداشت وارد تمتس هاش شدم که نوشته بود مامان
پس تصمیم گرفتم زنگ بزنم بهش ولی چند بار بهش زنگ زدم ولی جواب نداد پس
-جواب نمیدن
÷زنگ بزن باباش
-هیچکدوم جواب نمیدن
÷چیکار کنیم
#الو اقا چیشد(مست)
-جواب نمیدن
#پس مارو ببر خونه من(مست)
- خونت کجاست
#نمیدونم(مست)
÷هوفففف چیکار کنیم
-مجبوریم ببریمشون پیش خودمون
÷اره دیگه پس بریم سوار شو
ادامه دارد........

ببخشید کم شددددد
🎀🍫🫀🍁🌹
دیدگاه ها (۰)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

my love part 83

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط