{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{مافیایی برای من}

{مافیایی برای من}
پارت:پایانی
۶سال بعد...‌‌.‌‌...

(اسم تهیونگ دیگه نیلا هست)

+نیلااا بچم کجاستتتت
_سیسسسس خوابه
همو بغل کردن
درسته تهیونگ دلش نمی خواست دختر ظه یا جیز ویگه ولی الان از زندگی داشت راضی بود
و اونا تا اخر با هوبی و خوشی زندگی کردن
____
تموم شددددد
خوب بچه هاا
دلم می تواست رمان های قبلیم تو اون پیجم رو بیارم و تو این پیجم پست کنم چون اون پیجم خصوصی هست و
نتم داره ته می کشه تا ۴ هفته دیگه شایددد
اونارو بیارم تو این پیجم
گفتم بدونید
و از فردا رمان بغدی به انتخاب شما رو می نویسم
بوس بایی
دیدگاه ها (۱۰)

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

پارت ۳۰ 🖤 چند ماه گذشت و زندگی بالاخره به حالت عادی برگشت.جی...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت هجدهمصبح روز بعد، یونا کنار پنجر...

جادویی به نام عشق

part:4{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴²ویو: جونگ‌کوکبا عجله به سمت اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط