𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part²
𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part²
توصیف در یک کلمه "حقیقت و طوفانِ محبت"
تهیونگ با یک حرکتِ سریع، منشی رو با خشم از روی میزش به عقب پرت کرد: «همین الان از این اتاق گمشو بیرون! گمشو! فردا هم نیا، اخراجی!» منشی که از برخوردِ تند تهیونگ ترسیده بود، بدون حرف فرار کرد. تهیونگ حتی منتظر نموند؛ اون فقط یک هدف داشت: رسیدن به آت.
آت رو توی پارکینگ، نزدیک ماشینش پیدا کرد که داشت با گریه سعی میکرد درِ ماشین رو باز کنه. تهیونگ از پشت، خودش رو بهش رسوند و اون رو محکم توی آغوشش کشید و به قفسهی سینهاش چسبوند. آت تقلا میکرد: «ولم کن تهیونگ! برو پیشِ همون... برو پیشِ اون!»
تهیونگ که قلبش از دیدنِ گریههای آت داشت از هم میپاشید، گوشیش رو از جیبش درآورد و با دستهای لرزان، سیستم امنیتیِ آفلاینِ اتاقش رو باز کرد و فیلمِ دوربینِ مداربستهیِ اون لحظه رو جلوی چشمِ آت گرفت. «آت! نفسِ من! به این نگاه کن! ببین من داشتم چطور اون رو عقب میروندم! من حتی یک میلیثانیه هم به اون زن اجازه ندادم به من نزدیک بشه. تو تمامِ منی آت! تو ملکه منی!»
آت به فیلم نگاه کرد و دید تهیونگ واقعاً در حالِ تقلا برای دور کردنِ اون زن بود. تهیونگ صورتِ آت رو بین دستهای لرزانش گرفت، پیشونیش رو به پیشونیِ آت چسبوند و با چشمهایی که از شدتِ عشق میدرخشید، غرق در قربونصدقه شد:
«آت... کیم آتِ من... عزیزتر از جونم، میخوای دیوونهام کنی؟ تو که میدونی بدونِ تو، این زندگی برام مثلِ یه جهنمِ خاکستریه. قربونِ اون نگاهت بشم که اینقدر نگرانِ منه... قربونِ اون دستهای قشنگت برم که برام غذا درست کردن... الههی من، تو حتی تصورش رو هم نمیتونی بکنی که چقدر برام مقدسی. اگه یه بار دیگه اشکت در بیاد، قسم میخورم دنیا رو برای اون یه نفر تنگ میکنم. تو ضربانِ قلبِ منی، تو تنها دلیلی هستی که من صبحها بیدار میشم تا برم بجنگم. من بدونِ تو، یه مردِ گمشدهام...»
تهیونگ لبهاش رو به آرومی روی پلکهای اشکبارِ آت گذاشت و بوسید: «ببخش منو... بخششِ منِ نادون رو به اون چشای نازت بده. قول میدم از امروز، حتی سایهی منم جز تو به کسی نزدیک نشه. تو همهچیزِ منی... تنها مالکِ قلبِ کیم تهیونگ.»
آت که حالا آرومتر شده بود، لبخندی زد و تهیونگ با دیدنِ اون لبخند، با خوشحالیِ محض، پیشونیِ آت رو بوسید و دوباره اون رو توی آغوشش غرق کرد. اونها سوار ماشین شدند و تهیونگ تا شب، از شدتِ دلبری و قربونصدقه رفتن، نذاشت آت حتی یک لحظه ناراحتیِ اون ظهر رو به یاد بیاره.
...The and
معنی اسم Only You= فقط تو
تموم شد.. امیدوارم دوستش داشته باشید فداتون شممم💟💗💝🪐💕🎀✨🐣
توصیف در یک کلمه "حقیقت و طوفانِ محبت"
تهیونگ با یک حرکتِ سریع، منشی رو با خشم از روی میزش به عقب پرت کرد: «همین الان از این اتاق گمشو بیرون! گمشو! فردا هم نیا، اخراجی!» منشی که از برخوردِ تند تهیونگ ترسیده بود، بدون حرف فرار کرد. تهیونگ حتی منتظر نموند؛ اون فقط یک هدف داشت: رسیدن به آت.
آت رو توی پارکینگ، نزدیک ماشینش پیدا کرد که داشت با گریه سعی میکرد درِ ماشین رو باز کنه. تهیونگ از پشت، خودش رو بهش رسوند و اون رو محکم توی آغوشش کشید و به قفسهی سینهاش چسبوند. آت تقلا میکرد: «ولم کن تهیونگ! برو پیشِ همون... برو پیشِ اون!»
تهیونگ که قلبش از دیدنِ گریههای آت داشت از هم میپاشید، گوشیش رو از جیبش درآورد و با دستهای لرزان، سیستم امنیتیِ آفلاینِ اتاقش رو باز کرد و فیلمِ دوربینِ مداربستهیِ اون لحظه رو جلوی چشمِ آت گرفت. «آت! نفسِ من! به این نگاه کن! ببین من داشتم چطور اون رو عقب میروندم! من حتی یک میلیثانیه هم به اون زن اجازه ندادم به من نزدیک بشه. تو تمامِ منی آت! تو ملکه منی!»
آت به فیلم نگاه کرد و دید تهیونگ واقعاً در حالِ تقلا برای دور کردنِ اون زن بود. تهیونگ صورتِ آت رو بین دستهای لرزانش گرفت، پیشونیش رو به پیشونیِ آت چسبوند و با چشمهایی که از شدتِ عشق میدرخشید، غرق در قربونصدقه شد:
«آت... کیم آتِ من... عزیزتر از جونم، میخوای دیوونهام کنی؟ تو که میدونی بدونِ تو، این زندگی برام مثلِ یه جهنمِ خاکستریه. قربونِ اون نگاهت بشم که اینقدر نگرانِ منه... قربونِ اون دستهای قشنگت برم که برام غذا درست کردن... الههی من، تو حتی تصورش رو هم نمیتونی بکنی که چقدر برام مقدسی. اگه یه بار دیگه اشکت در بیاد، قسم میخورم دنیا رو برای اون یه نفر تنگ میکنم. تو ضربانِ قلبِ منی، تو تنها دلیلی هستی که من صبحها بیدار میشم تا برم بجنگم. من بدونِ تو، یه مردِ گمشدهام...»
تهیونگ لبهاش رو به آرومی روی پلکهای اشکبارِ آت گذاشت و بوسید: «ببخش منو... بخششِ منِ نادون رو به اون چشای نازت بده. قول میدم از امروز، حتی سایهی منم جز تو به کسی نزدیک نشه. تو همهچیزِ منی... تنها مالکِ قلبِ کیم تهیونگ.»
آت که حالا آرومتر شده بود، لبخندی زد و تهیونگ با دیدنِ اون لبخند، با خوشحالیِ محض، پیشونیِ آت رو بوسید و دوباره اون رو توی آغوشش غرق کرد. اونها سوار ماشین شدند و تهیونگ تا شب، از شدتِ دلبری و قربونصدقه رفتن، نذاشت آت حتی یک لحظه ناراحتیِ اون ظهر رو به یاد بیاره.
...The and
معنی اسم Only You= فقط تو
تموم شد.. امیدوارم دوستش داشته باشید فداتون شممم💟💗💝🪐💕🎀✨🐣
- ۴.۶k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط